{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران می بارد یادت هست ان پاییز بارانی تو ومن شانه به شا

باران می بارد یادت هست ان پاییز بارانی تو ومن شانه به شانه قدم می زدیم تو هی خواستی حرف بزنی من نزاشتم ای کاش ان روز می گفتی حرف هایت را که فردایش خبر درگذشتنت را ندهن حال سه پاییز از ان پاییز زیبا می گذرد ولی هنوزم که هنوز به یادت هستم
دیدگاه ها (۱)

در حیاط نشسته ام صدای اواز وار گنجشک ها چنان شوقوارانه است گ...

در دشتی زرد رنگ نشسته ام که مثل خورشید می تابد یکشمس کوچک می...

تمام دنیا هم انکارت کند من باورت دارم حتی اگر دروغ هم باشد ب...

از تو برای من تک گلی می ماند با سرخی لبانت هم رنگ است هر خوا...

بزار تو حال خودم باشم 💭 :کاش می‌گفتیچقدر باران را دوست داریت...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط