{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P4

P4
وقتی رفتم تو اتاق دیدم چند نفر از خدمتکارا دارن اتاقمو میگردن
خیلی بی‌صدا رفتم تو اتاق داد زدم
دارید چه گوهی میخوریددددد
تا اینکه یه یه کی گفت: باید اینو به پسرم بگم
وقتی رفتن به خودم گفتم یعنی اون مامان کوک بود؟ 😵‍💫



یهو دیدم کوک صدام کرد _ ات بیا اتاقم (بلند)

رفتم تو اتاق
_نیازی نبود اون کار رو بکنی بیبی گرل (بم)

چیزه اممممممم
_ هیچی نگو

کوک دستاشو قفل دست ات کرد چسبوند به تاج تخت شروع کرد به مک زدن لبای ات تا اینکه

برو اونور فکر نمیکردم همچین کسی باشی اصلا فکر نمیکردم بعد چند وقت
اینکارو بکنی

_ ات مامانم گفت تو زدی تو صورتش منم برا تنبیهت اینکارو کردم

صورت ات🫨

اما من اینکارو نکردم فقط رفتم دیدم دارن اتاقمو میگردن

شرط 15 لایک 15 کامنت
دیدگاه ها (۴)

ارمی نیستی اگه اینو پخش نکنیسلام ارمی، شاید شنیده باشید که ه...

Pآخرزمان همه چیز را تغییر می‌دهد،ویو کوکاون لحظه حسی رو داشت...

part32 عشق پنهانات: من میرم بخوابمجونگ کوک: باشه《خنده ی شیطا...

پارت پنجلیا: ولی ات مطمئنی اخه....ات با عصبانیت گفت : فکر کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط