{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب تولدم

شب تولدم
پارت44
فصل دوم
پارت 15
ویو کوک: رفتم داخل اتاق و رفتم روی تخت وبه دیوار تکیه دادم
جونگ کوک: تا پرنسسم نگه هیچکاری نمیکنم (سرش تو گوشی)
ویو ات: یکم به جونگ کوک نگاه کردم گناه داشت یکم دلم براش سوخت فقط منو میخواست حتی تو تمام مستیش بعد مدتی نگاه کردن به کوک رفتم روی تخت نشستم
ات: جایزه واسه کمک کردی بهم برگردم
کوک: واقعا(خوشحال)
روم خیمه زد و در گوشم
جونگ کوک: کی برای خودم بکنمت
ات: شاید کنار دریا شایدم زمان طولانی تری
لباش رو کوبوند رو لبام محکم مک میزد خیلی وقت بود که مزه لباشو نچشیده بودم با تمام قدرتم افتادم به جون لبای کوک اما اون دلتنگی بیشتری تو بوسه هاش داشت لباس کوک رو در اوردم و از شکم تا گردنش رو بوسیدم و دوباره لبام رو کوبوندم روی لباش و مک زدم
.
.
.
تو بغل کوک انداختم خودمو
جونگ کوک: ممنونم پرنسسم
ات: خواهش بریم دیگه دیر میشه شب شد
لباسامونو تنمون کردیم و رفتیم جونگ کوک چمدونا رو برد بیرون منم رفتم داخل اتاق جیمین
ات: واقعا که پاشید همین الان گفتم اگه توجهت کم بشه پارت میکنم لباساشونو تنشون کردن جیمین داشت میرفت بیرون که یه بوس از لبام کرد
ات: کوک بفهمه پاره ای
رفتم سمت اتاق تهیونگ در رو بازکردم و همون حرف رو به تهیونگ هم زدم
تهیونگ: بیا بالا تا تو رو هم بکنم چه حرفایی میزنی ات
ات: بدم نمیاد
میخواستم برم از اتاق تهیونگ بیرون
که در رو بست
تهیونگ: کلی یه دیقه وایستا تا به ات توجه کنم
کلی: اوکی
نزدیکم شد به دیوار چسبیدم
ات: تهیونگ چیکار میکنی جونگ کوک بفهمه میکشتت
تهیونگ: نمیفهمه
سرشو نزدیک لبام کرد و مک محکمی زد دستشو سمت باسنم برد که رفتم بیرون از اتاق
ات: داریم میریم سریع باشید
رفتم پیش کوک بعد از چند مین راه افتادیم
دیدگاه ها (۲۹)

هعییپارت بعد ات با همس نخونید 😑😑😑یکم عجله داشتم بگم😁😁خدایی ا...

حمایت فیکاش عالیه💋💋@amir1234566779

شب تولدم پارت 17ویو جونگ: داشتم حرف میزدم که با قرار گرفتن ل...

شب تولدم پارت 22ویو ات: از رو تخت بلند شدم و رفتم داخل حموم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط