{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن خانواده های که بچه های خودشون

آن خانواده های که بچه های خودشون
رو رها می کردن خب
جرعت کشتن اون فرزند را نداشتند
و در هند هم آنقدر بچه زیاده یک زن و شوهر می‌دانستند
هیچ کس بچه ای کسی را بزرگ نمی کنه
بخاطر همین هم اینها می‌رفتند
بچهای که نمی خواستند بزرگ کنند
جلو غاری که رد پای حیوان تازه بود
می‌گذاشتند تا آن خانواده
خیالشون راحت باشه که فرزندشان
خوراک یک حیوان شده و آن حیوان هم
توله داره
این باعث می شد آنها کمتر احساس گناه
کنند به پیش خود بگویند آره
اگر ما از دست دادیم در عوض
بچه های دیگری سیر شد
نمیدونستند که
حیوانی هم پیدا میشه و آن بچه
چه از انسان باشه و چه از جانور دیگری
پیش میاد
اون رو نمی خوره و بزرگ می کنه
البته اگر شانسی باشه
و مریضی چیزی نیاد سراغش
آن بچه و مثل توله های همان
گرگ رشد می‌کنه🍃
دیدگاه ها (۰)

شما یا کاری نمی کنیدیا اگر بکنید توی اون کار می رینید...🐒این...

🚩هشدار کامیار بلاگر طنزپرداز درباره اینستاگرام!اینستاگرام جا...

رمان فرشته بی بال فردا صبح کاملیا صبحانه شو می‌خورده و یک جا...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

شخصیت اصلی مرد

𝑻𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑯𝒆𝒊𝒓 — وارث مافیا*مقدمه:بارون نم‌نم می‌بارید.یه رو...

📜 خلاصه داستان : هیماری موموچی در شانزدهمین سالگرد تولدش نام...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :خوب اگر اصلاً خدا را ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط