{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه ها امروزرفته بودم کلاس زبان و قرار بود بعدش با ماماما

بچه ها امروزرفته بودم کلاس زبان و قرار بود بعدش با مامامانم و دوستم بریم خرید
لوازم تحریر خرید که کردیم اومدیم خونه اومدم گوشیم رو چک کنم دیدم نیست یادم
افتاد برای اینکه دزدکی تو کلاس بتونم برم تو گوشی گذاشتمش زیر میز و یادم رفته بیارم خلاصه با
مامانم و دوستم سریع رفتیم تا اونجا و من دویدم رفتم تو کلاس همینجوری با تته پته حرفم رو زدم و معلمم گفت داده به مسئول آموزشگاه همینجور که می دویدم همه می گفتن شانس اوردی ندزدیدنش و از این حرفا رفتم پیش مسئول آمزشگاه گفت دادم به پپرت رفتم تو ماشین در خالی که داشتم گریه می کردم به بابام زنگ زدم و کلی سرش غر
زدم و این خرفا خلاصه نمی دونید چقدر شوک بهم وارد شد
دیدگاه ها (۵)

پارت ۲۷

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

مهمونی خطرناک پارت =11ویو ات:آسانسور در طبقه ۲۴ ام ایستاد و ...

like swan 🦢#like_swan𝑆𝑇𝐴𝑅 🧸ویو ات:تا چند هفته دیگه سال آخر د...

قلب‍ منی‍ 🤍پارت: ¹سلام من زیبا هستم ۱۸ سالمه اسم پدرم احمد ا...

من عاشق دشمنم شدم(پارت۷)

عشق در نگاه اول...پارت ۱۹🪄ویو جیمین....بعد از اینکه سه ساعت ...

یه اتفاقی امروز افتاد موقع مدرسه بردن داداشم که یه خاطره یاد...

رئیس سرد من پارت ۴ 🌬🌙 (:

حلقه های مافیا (part¹)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط