قابل توجه بعضی ها .
قابل توجه بعضی ها .
فرازی از نامه 45 نهج البلاغه؛
اندیشه کن در کجایی؟ و بر سر کدام سفره می خوری؟!
امروز روز شهادت مردی است که همه دوران کوتاه حکومت او را معیار حق و حقیقت و عدالت می دانند و همه ما حداقل در حرف مدام دم از حکومتی می زنیم که به وسیله این گوهر تابناک آمان امامت ایجاد شده بود، حکومت عدل علی(ع)!
نهج البلاغه و مجموعه نامه های حضرت امیر به والیان خود نمونه بارز رهنمود هایی است که اگر فقط با چند تا از آن ها هم آشنا شویم و آن را به کار ببندیم ما را کفایت می کند، این روزها که دادگاه ها پر از مدیرانی است که حتی به حقوق های چند ده میلیونی هم قانع نیستند و دندان حرص و طمعشان تا عمق وجود ملت رفته نامه 45 نهج البلاغه که حضرت امیر آن را خطاب به عثمان بن حنیف ارسال کرده می تواند درس مناسبی برای همه ما باشد.
البته از هیچ کدام از ما توقع نمی رود که در ساده زیستی و قناعت هم پای ایشان باشیم اما همین که بیش از حق خود از بیت المال چیزی نیاندوزیم کافی است.
ایشان در این نامه فرمودند: پس از یاد خدا و درود! ای پسر حنیف، به من گزارش دادند که مردی از سرمایه داران بصره، تو را به مهمانی خویش فرا خواند و تو به سرعت به سوی آن شتافتی، خوردنیهای رنگارنگ برای تو آوردند، و کاسه هایی پر از غذا پی در پی جلوی تو می نهادند، گمان نمی کردم مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم محروم شده، و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده اند، اندیشه کن در کجایی؟ و بر سر کدام سفره می خوری؟ پس آن غذایی که حلال و حرام بودنش را نمی دانی دور بیافکن، و آنچه را به پاکیزگی و حلال بودنش یقین داری مصرف کن .
امام الگوی ساده زیستی آگاه باش! هر پیروی را امامی است که از او پیروی می کند، و از نور دانشش روشنی می گیرد، آگاه باش! امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده، و دو قرص نان رضایت داده است، بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید اما با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی، مرا یاری دهید. پس سوگند به خدا! من از دنیای شما طلا و نقره ای نیاندوخته، و از غنیمتهای آن چیزی ذخیره نکرده ام، بر دو جامه کهنه ام جامه ای نیفزودم، و از زمین دنیا حتی یک وجب در اختیار نگرفتم و دنیای شما در چشم من از دانه تلخ درخت بلوط ناچیزتر است .
آری از آنچه آسمان بر آن سایه افکنده، فدک در دست ما بود که مردمی بر آن بخل ورزیده، و مردمی دیگر سخاوتمندانه از آن چشم پوشیدند، و بهترین داور خداست، مرا با فدک و غیر فدک چه کار است؟ در صورتیکه جایگاه فردای آدمی گور است . که در تاریکی آن، آثار انسان نابود و اخبارش پنهان می گردد، گوالی که هر چه بر وسعت آن بیفزایند، و دستهای گورکن فراخش نماید، سنگ و کلوخ آن را پر کرده، و خاک انباشته رخنه هایش را مسدود کند. من نفس خود را با پرهیزکاری می پرورانم، تا در روز قیامت که هراسناکترین روزهاست در امان، و در لغزشگاههای آن ثابت قدم باشد.
فرازی از نامه 45 نهج البلاغه؛
اندیشه کن در کجایی؟ و بر سر کدام سفره می خوری؟!
امروز روز شهادت مردی است که همه دوران کوتاه حکومت او را معیار حق و حقیقت و عدالت می دانند و همه ما حداقل در حرف مدام دم از حکومتی می زنیم که به وسیله این گوهر تابناک آمان امامت ایجاد شده بود، حکومت عدل علی(ع)!
نهج البلاغه و مجموعه نامه های حضرت امیر به والیان خود نمونه بارز رهنمود هایی است که اگر فقط با چند تا از آن ها هم آشنا شویم و آن را به کار ببندیم ما را کفایت می کند، این روزها که دادگاه ها پر از مدیرانی است که حتی به حقوق های چند ده میلیونی هم قانع نیستند و دندان حرص و طمعشان تا عمق وجود ملت رفته نامه 45 نهج البلاغه که حضرت امیر آن را خطاب به عثمان بن حنیف ارسال کرده می تواند درس مناسبی برای همه ما باشد.
البته از هیچ کدام از ما توقع نمی رود که در ساده زیستی و قناعت هم پای ایشان باشیم اما همین که بیش از حق خود از بیت المال چیزی نیاندوزیم کافی است.
ایشان در این نامه فرمودند: پس از یاد خدا و درود! ای پسر حنیف، به من گزارش دادند که مردی از سرمایه داران بصره، تو را به مهمانی خویش فرا خواند و تو به سرعت به سوی آن شتافتی، خوردنیهای رنگارنگ برای تو آوردند، و کاسه هایی پر از غذا پی در پی جلوی تو می نهادند، گمان نمی کردم مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم محروم شده، و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده اند، اندیشه کن در کجایی؟ و بر سر کدام سفره می خوری؟ پس آن غذایی که حلال و حرام بودنش را نمی دانی دور بیافکن، و آنچه را به پاکیزگی و حلال بودنش یقین داری مصرف کن .
امام الگوی ساده زیستی آگاه باش! هر پیروی را امامی است که از او پیروی می کند، و از نور دانشش روشنی می گیرد، آگاه باش! امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده، و دو قرص نان رضایت داده است، بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید اما با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی، مرا یاری دهید. پس سوگند به خدا! من از دنیای شما طلا و نقره ای نیاندوخته، و از غنیمتهای آن چیزی ذخیره نکرده ام، بر دو جامه کهنه ام جامه ای نیفزودم، و از زمین دنیا حتی یک وجب در اختیار نگرفتم و دنیای شما در چشم من از دانه تلخ درخت بلوط ناچیزتر است .
آری از آنچه آسمان بر آن سایه افکنده، فدک در دست ما بود که مردمی بر آن بخل ورزیده، و مردمی دیگر سخاوتمندانه از آن چشم پوشیدند، و بهترین داور خداست، مرا با فدک و غیر فدک چه کار است؟ در صورتیکه جایگاه فردای آدمی گور است . که در تاریکی آن، آثار انسان نابود و اخبارش پنهان می گردد، گوالی که هر چه بر وسعت آن بیفزایند، و دستهای گورکن فراخش نماید، سنگ و کلوخ آن را پر کرده، و خاک انباشته رخنه هایش را مسدود کند. من نفس خود را با پرهیزکاری می پرورانم، تا در روز قیامت که هراسناکترین روزهاست در امان، و در لغزشگاههای آن ثابت قدم باشد.
- ۹۹
- ۰۶ خرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط