دست از کمالطلبی بردارید
دست از کمالطلبی بردارید
رازهایی برای اینکه زندگی خود را تغییر دهید!
این روزها تمامی این رویدادها این احساس بد را در فرد ایجاد میکنند که وقتی قرار نیست دنیا به سوی بهتر شدن حرکت کند چرا باید به شروعی تازه فکر کرد؟
آیا می خواهید زندگی خود را تغییر دهد؟ پس دست از کمال طلبی بردارید
جدال پایان ناپذیر طبیعت در مقابل تربیت همواره وجود داشته است. اما رابرت پلامین با تاکید بر نقش طبیعت، در کتاب اخیرش با عنوان Blueprint، مینویسد: «چیزهایی هستند که ما هرگز نمیتوانیم تغییرشان دهیم. DNA تنها عامل تعیین کننده نیست. اما مهمتر از همه چیزهای دیگری است که روی هم ویژگیهای روانی ثابت ما را تشکیل میدهند و ما را ما میسازند.» به عبارتی به نظر میرسد که ما مقهور ویژگیهای از پیش تعیین شدهای هستیم که تغییر دادنشان کار سختی است.
بحث خلق مجدد خویشتن و شروع دوباره همواره با شک و تردیدهایی مواجه بوده است. یک دلیل آن این است که هیچ ابزاری برای فهم اینکه فرد میتواند تنها با اتکا به اراده شخصی تغییراتی در خویشتن خویش ایجاد کند وجود ندارد. فرقی نمیکند که بیشتر به نقش طبیعت باور داشته باشید یا به نقش تربیت به هر حال بخش اعظمی از موفقیتها و شکستهایتان ناشی از شرایط یا شانس است.
دلیل دیگر این است که، بر اساس نظریهی «سازگاری هدونیک» یا تردمیل شادی، فرد بعد از هر واقعه دردناک به سرعت تمایل به بازگشت به وضعیت ثبات پیش از واقعه را دارد. این وضعیت در مورد اتفاقات شادی آور و دستیابی به موفقیتها هم صدق میکند. به این ترتیب هر موفقیتی در زندگی، به محض دستیابی، تبدیل به بخشی از گذشته میشود و رضایتی که از آن حاصل شده بود بلافاصله در فرد کاهش پیدا میکند. برای همین افرادی که به دنبال کسب لذت و شادی هستند در چرخهای بی پایان از دستیابی به موفقیتها گرفتارند.
و دلیل آخر، این است که شخصی که خلق مجدد میشود همان فردی است که عمل خلق مجدد را انجام میدهد؛ بنابراین همان طرز فکرها و مشکلاتی که قبل از خلق مجدد وجود داشته در دستور پخت فرد برای تهیه یک دیگری متفاوت برای آینده وجود دارد. به عبارتی ما با همین دیدگاههای کنونی مان دربارهی نوع دیگرمان که میخواهیم وجود داشته باشد تصمیم میگیریم. ما با همین طرز فکر کنونی مان درباره نقاط ضعف و قوت هایمان تصمیم گیری میکنیم.
بطور مثال اگر شما در ابتدای سال ۲۰۱۹ آرزو کرده اید فرد متفاوتی شوید مثلا فعالتر شوید، همدلتر شوید یا حتی بدنی خوش فرمتر پیدا کنید، از کجا میدانید که این آرزوها از همان ویژگیهای روانی فعلی که تمایل به نکوهش و کوبیدنتان دارد ناشی نشده که اگر چنین است پس شاید تمایل شدید به کمال طلبی تان است که باید تغییر کند.
یا تصور کنید که میخواهید بر کمال طلبی تان غلبه کنید: چطور میتوانید از کمال طلبی در کنار گذاشتن کمال طلبی اجتناب کنید؟ یعنی چطور میتوانید مطمئن باشید که درباره کمال طلب بودن خود به صورتی افراطی نمیاندیشید؟ بنابراین هیچ نقطهی کاملا صفری در زندگی وجود ندارد که فرد تمام ویژگیهای خود را از ابتدا بسازد. شما همین حالا به طرز غم انگیزی در زندگیای که بهتان به ارث رسیده گرفتار هستید.
مدتی است که دیدگاههای اغراق آمیز نسبت به تغییرات اساسی یک شبه در مقابل گرایش به روحیهی ضد-اتوپیایی رنگ باخته اند. روحیهای که میگوید خودت را آن گونه که هستی بپذیر، یک زندگی نسبتا خوب بساز، یا فقط تلاش کن که خودت را از بدترینهای دنیا محافظت کنی.
رازهایی برای اینکه زندگی خود را تغییر دهید!
این روزها تمامی این رویدادها این احساس بد را در فرد ایجاد میکنند که وقتی قرار نیست دنیا به سوی بهتر شدن حرکت کند چرا باید به شروعی تازه فکر کرد؟
آیا می خواهید زندگی خود را تغییر دهد؟ پس دست از کمال طلبی بردارید
جدال پایان ناپذیر طبیعت در مقابل تربیت همواره وجود داشته است. اما رابرت پلامین با تاکید بر نقش طبیعت، در کتاب اخیرش با عنوان Blueprint، مینویسد: «چیزهایی هستند که ما هرگز نمیتوانیم تغییرشان دهیم. DNA تنها عامل تعیین کننده نیست. اما مهمتر از همه چیزهای دیگری است که روی هم ویژگیهای روانی ثابت ما را تشکیل میدهند و ما را ما میسازند.» به عبارتی به نظر میرسد که ما مقهور ویژگیهای از پیش تعیین شدهای هستیم که تغییر دادنشان کار سختی است.
بحث خلق مجدد خویشتن و شروع دوباره همواره با شک و تردیدهایی مواجه بوده است. یک دلیل آن این است که هیچ ابزاری برای فهم اینکه فرد میتواند تنها با اتکا به اراده شخصی تغییراتی در خویشتن خویش ایجاد کند وجود ندارد. فرقی نمیکند که بیشتر به نقش طبیعت باور داشته باشید یا به نقش تربیت به هر حال بخش اعظمی از موفقیتها و شکستهایتان ناشی از شرایط یا شانس است.
دلیل دیگر این است که، بر اساس نظریهی «سازگاری هدونیک» یا تردمیل شادی، فرد بعد از هر واقعه دردناک به سرعت تمایل به بازگشت به وضعیت ثبات پیش از واقعه را دارد. این وضعیت در مورد اتفاقات شادی آور و دستیابی به موفقیتها هم صدق میکند. به این ترتیب هر موفقیتی در زندگی، به محض دستیابی، تبدیل به بخشی از گذشته میشود و رضایتی که از آن حاصل شده بود بلافاصله در فرد کاهش پیدا میکند. برای همین افرادی که به دنبال کسب لذت و شادی هستند در چرخهای بی پایان از دستیابی به موفقیتها گرفتارند.
و دلیل آخر، این است که شخصی که خلق مجدد میشود همان فردی است که عمل خلق مجدد را انجام میدهد؛ بنابراین همان طرز فکرها و مشکلاتی که قبل از خلق مجدد وجود داشته در دستور پخت فرد برای تهیه یک دیگری متفاوت برای آینده وجود دارد. به عبارتی ما با همین دیدگاههای کنونی مان دربارهی نوع دیگرمان که میخواهیم وجود داشته باشد تصمیم میگیریم. ما با همین طرز فکر کنونی مان درباره نقاط ضعف و قوت هایمان تصمیم گیری میکنیم.
بطور مثال اگر شما در ابتدای سال ۲۰۱۹ آرزو کرده اید فرد متفاوتی شوید مثلا فعالتر شوید، همدلتر شوید یا حتی بدنی خوش فرمتر پیدا کنید، از کجا میدانید که این آرزوها از همان ویژگیهای روانی فعلی که تمایل به نکوهش و کوبیدنتان دارد ناشی نشده که اگر چنین است پس شاید تمایل شدید به کمال طلبی تان است که باید تغییر کند.
یا تصور کنید که میخواهید بر کمال طلبی تان غلبه کنید: چطور میتوانید از کمال طلبی در کنار گذاشتن کمال طلبی اجتناب کنید؟ یعنی چطور میتوانید مطمئن باشید که درباره کمال طلب بودن خود به صورتی افراطی نمیاندیشید؟ بنابراین هیچ نقطهی کاملا صفری در زندگی وجود ندارد که فرد تمام ویژگیهای خود را از ابتدا بسازد. شما همین حالا به طرز غم انگیزی در زندگیای که بهتان به ارث رسیده گرفتار هستید.
مدتی است که دیدگاههای اغراق آمیز نسبت به تغییرات اساسی یک شبه در مقابل گرایش به روحیهی ضد-اتوپیایی رنگ باخته اند. روحیهای که میگوید خودت را آن گونه که هستی بپذیر، یک زندگی نسبتا خوب بساز، یا فقط تلاش کن که خودت را از بدترینهای دنیا محافظت کنی.
- ۷۶
- ۰۶ خرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط