{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فقط اسمی به جا مانده، از آنچه بودم و هستم

فقط اسمی به جا مانده، از آنچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالی، قلم خشکیده در دستم
گره افتاده در کارم، به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن، چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند، مرا با خود رها کردند،
همه خود درد من بودند، گمان کردم که همدردند …!
دیدگاه ها (۱)

همیشه بر انم تا ...

تو بزن نقاره زن اسیر اهنگ توام ... به ام...

ای جاااااااااااان

زود مستم می کند چشمت"... برایم خوب نیست"دیدن تو کمتر از نوشی...

برده عمارت جئون

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط