بهترین دوستی ها
بهترین دوستی ها
پارت ۹
یونجون : هِررررررر چطونه اینجا ور گذاشتین رو سرتون اول پول بعد لیسا
لیسا: گوه نخور اول من بعد پول
یونجون : تو خفه هو ببخشید اسمت یادم رفت دهنشو ببند
بادیگارد: چشم
لیسا :هو گونه پبدهثبیمگگباتبثژایمژ
جیسو: هووووو مرتیکه واسا ببینم قیافش آشناست
جنی :راست میگه خیلی آشناست
روزی: هووووو مرتیکه یونجون اول لیسا بعد پول مگرنه هیچ کدوم
لیسا: روزی خیلی خری(زیر دهن بند )
جیسو : عه عه راست میگه
جنی: میگم چرا انقدر آشناست
ته: واسا واسا ببینم الان چی شد شما اینو از کجا میشناسید
روزی: دوست پسر قبلی لیسا کات کردن به خواست لیسا
ته : آها.
کوک: هووووو اسمش چی بود
جنی: خاک یونجون
کوک: آها هییی یادم رفت
جیسو : ای کله فندقی یونجون یونجون بگو بره تو کلت
کوک: باشه بابا چطه خوب عهم عهم .... هوووووووووییی یونجون لیسا اول بعد پول
یونجون: آقا من تسلیم بیا اینم لیسا حالا پولو رد کن بیاد
لیسا : یوهووووووو(لیسا رو با صندلی حل داد)
جیسو: ای عنتر ما داریم میمیریم از نگرانی جنابعالی داری یوهو میکنی یعنی خاک
روزی : خمابلببنبن (جنی دهنشو باز کرد) خوب عزیزم کیف میده خو خودت بیا بشین
جیسو : بیا نشستم
لیسا ؛ خوب یک دو سه
جیسو: یوهوووووووو وایسا دیگه
لیسا؛ دیدی گفتم
جیسو : آره گفتی حالا هوبی پول رو بهش بده بریم
هوبی؛ چشم عباس آقا
جیسو : باکی بودی
هوبی؛ تو
جیسو : بزنم بشت خاک بره چشت
جین: هوووو تیکه کلام من رو چرا میگی
جیسو: عه چه جالب منم هی میگم
ویو خودم
هوبی پول رو داد به یونجون یونجون نیش خندی زد و با سردی تشکر کرد و بعد یهو قیب شد پسرا با تعجب نگا جاش میکردن ولی بعد به چپشون نبود و رفتن تو ماشین جنی هی سر جنی قور میزد و لیسا با لبخند که انگار جنی داره قوربون سدقش میره نگاه میکه(جنلیسا شیپر کی بودم من😂)
خوب بعد رفتن ویلای نامی و استراحت کردن
........
چطور بود ؟
پارت بعدی پارت آخره چون میخوام اون درخواستی ها رو بنویسم
پارت ۹
یونجون : هِررررررر چطونه اینجا ور گذاشتین رو سرتون اول پول بعد لیسا
لیسا: گوه نخور اول من بعد پول
یونجون : تو خفه هو ببخشید اسمت یادم رفت دهنشو ببند
بادیگارد: چشم
لیسا :هو گونه پبدهثبیمگگباتبثژایمژ
جیسو: هووووو مرتیکه واسا ببینم قیافش آشناست
جنی :راست میگه خیلی آشناست
روزی: هووووو مرتیکه یونجون اول لیسا بعد پول مگرنه هیچ کدوم
لیسا: روزی خیلی خری(زیر دهن بند )
جیسو : عه عه راست میگه
جنی: میگم چرا انقدر آشناست
ته: واسا واسا ببینم الان چی شد شما اینو از کجا میشناسید
روزی: دوست پسر قبلی لیسا کات کردن به خواست لیسا
ته : آها.
کوک: هووووو اسمش چی بود
جنی: خاک یونجون
کوک: آها هییی یادم رفت
جیسو : ای کله فندقی یونجون یونجون بگو بره تو کلت
کوک: باشه بابا چطه خوب عهم عهم .... هوووووووووییی یونجون لیسا اول بعد پول
یونجون: آقا من تسلیم بیا اینم لیسا حالا پولو رد کن بیاد
لیسا : یوهووووووو(لیسا رو با صندلی حل داد)
جیسو: ای عنتر ما داریم میمیریم از نگرانی جنابعالی داری یوهو میکنی یعنی خاک
روزی : خمابلببنبن (جنی دهنشو باز کرد) خوب عزیزم کیف میده خو خودت بیا بشین
جیسو : بیا نشستم
لیسا ؛ خوب یک دو سه
جیسو: یوهوووووووو وایسا دیگه
لیسا؛ دیدی گفتم
جیسو : آره گفتی حالا هوبی پول رو بهش بده بریم
هوبی؛ چشم عباس آقا
جیسو : باکی بودی
هوبی؛ تو
جیسو : بزنم بشت خاک بره چشت
جین: هوووو تیکه کلام من رو چرا میگی
جیسو: عه چه جالب منم هی میگم
ویو خودم
هوبی پول رو داد به یونجون یونجون نیش خندی زد و با سردی تشکر کرد و بعد یهو قیب شد پسرا با تعجب نگا جاش میکردن ولی بعد به چپشون نبود و رفتن تو ماشین جنی هی سر جنی قور میزد و لیسا با لبخند که انگار جنی داره قوربون سدقش میره نگاه میکه(جنلیسا شیپر کی بودم من😂)
خوب بعد رفتن ویلای نامی و استراحت کردن
........
چطور بود ؟
پارت بعدی پارت آخره چون میخوام اون درخواستی ها رو بنویسم
- ۵.۲k
- ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط