{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب گریه های زار امانم نمی دهد

شب گریه های زار امانم نمی دهد
نفرین روزگار امانم نمی دهد
گفتم ز سوز دل بنویسم برای تو
چشمان اشکبار امانم نمی دهد
یکدم به چشم خسته من خواب ره نیافت
سودای انتظار امانم نمی دهد
هر صبح و شام زخم زبانها و طعنه ی
پنهان و آشکار امانم نمی دهد
دلتنگ پرسه های غروب خزان شدم
افسوس... این بهار امانم نمی دهد
صد بار توبه کردم و صد ره شکستمش
چون نفس نابکار امانم نمی دهد
گفتم ز یاد می برمش بعد از این، ولی
این قلب بی قرار امانم نمی دهد
دیدگاه ها (۱)

شب گریه های زار امانم نمی دهدنفرین روزگار امانم نمی دهدگفتم ...

شب گریه های زار امانم نمی دهدنفرین روزگار امانم نمی دهدگفتم ...

شب گریه های زار امانم نمی دهد نفرین روزگار امانم نمی ...

عاشقانه

عاشقانه های شبنم

محشر عالم

ترس سروده سیمین بهبهانی نیست و سروده استاد مرتضی کیوان هاشمی...

ترس سروده سیمین بهبهانی نیست و سروده استاد مرتضی کیوان هاشمی...

تو از این دشتِ خشکِ تشنه روزی کوچ خواهی کرد واشک من تو را بد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط