پارت ۱۰
پارت ۱۰
ات دید که توی گوشی جونگ کوک پیام از هیتر ها اومده و گفته اول خودتون رو میکشیم بعد خواهرتون میخوایم خواهرتون رنج بکشه جونگ کوک هم پیام رو ندید و داشت غذا میخورد ات هم بغض کرده بود و رو به اعضا گفت ممنون من نمیخوام ( طوری که اعضا نفهمن ات بغض داره ) بعد رو به جونگ کوک گفت کوکی میتونم موتورت رو بردارم با هاش موتور سواری کنم ؟ جونگ کوک گفت باشه بلدی ؟ ات هم سر تکون داد جیهوپ هم به همه چیز شک کرده بود پس تو گوش جیمین گفت بیا با هم بریم و تعقیبش کنیم تا ببینیم چی شده ( مثلا جیمین هم موتور داشت ) ات که داشت آماده میشد جیهوپ رفته بود مسیریاب گذاشته بود رو موتور کوک ات هم سوار شد و رفت جیهوپ و جیمین هم سوار موتور شدن و دنبال ات راه افتادن تا دیدن ات رسیده به یه ساختمان ۱۸۶ طبقه ( از خودم در آوردما) جیهوپ خیلی شک کرده بود و به جیمین گفت تند تر برو و رسیدن پشت ات آروم داشتن از پشت ات میرفتن ات هم آسانسور و زد و رفت رو پشت بام جیهوپ هم منتظر آسانسور بود ات سیاه پوشیده بود و داشت حرف های آخرش رو میزد و میگفت امیدوارم اعضا بدون من شاد تر باشن که داشت خودش رو پایین پرت میکرد که جیمین و جیهوپ از پشت بغلش کردن و گفتن چیکار میکنی چرا میخواستی خود کشی کنی ؟ ات هم توی بغل جیمین گریه کرد و گفت چون تو گوشی جونگ کوک پیام هیتر ها اومده بود جیهوپ گفت ششششش تموم شد دیگه .......ادامه دارد
ات دید که توی گوشی جونگ کوک پیام از هیتر ها اومده و گفته اول خودتون رو میکشیم بعد خواهرتون میخوایم خواهرتون رنج بکشه جونگ کوک هم پیام رو ندید و داشت غذا میخورد ات هم بغض کرده بود و رو به اعضا گفت ممنون من نمیخوام ( طوری که اعضا نفهمن ات بغض داره ) بعد رو به جونگ کوک گفت کوکی میتونم موتورت رو بردارم با هاش موتور سواری کنم ؟ جونگ کوک گفت باشه بلدی ؟ ات هم سر تکون داد جیهوپ هم به همه چیز شک کرده بود پس تو گوش جیمین گفت بیا با هم بریم و تعقیبش کنیم تا ببینیم چی شده ( مثلا جیمین هم موتور داشت ) ات که داشت آماده میشد جیهوپ رفته بود مسیریاب گذاشته بود رو موتور کوک ات هم سوار شد و رفت جیهوپ و جیمین هم سوار موتور شدن و دنبال ات راه افتادن تا دیدن ات رسیده به یه ساختمان ۱۸۶ طبقه ( از خودم در آوردما) جیهوپ خیلی شک کرده بود و به جیمین گفت تند تر برو و رسیدن پشت ات آروم داشتن از پشت ات میرفتن ات هم آسانسور و زد و رفت رو پشت بام جیهوپ هم منتظر آسانسور بود ات سیاه پوشیده بود و داشت حرف های آخرش رو میزد و میگفت امیدوارم اعضا بدون من شاد تر باشن که داشت خودش رو پایین پرت میکرد که جیمین و جیهوپ از پشت بغلش کردن و گفتن چیکار میکنی چرا میخواستی خود کشی کنی ؟ ات هم توی بغل جیمین گریه کرد و گفت چون تو گوشی جونگ کوک پیام هیتر ها اومده بود جیهوپ گفت ششششش تموم شد دیگه .......ادامه دارد
- ۱۳۸
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط