چه ساده ام به خیالم که آب زمزم بود
.
چه ساده ام! به خیالم که آبِ زمزم بود
نه! آنچه را که تو دادی به خوردِ من سم بود
چه خوش خیالیِ محضی که "باتو بودن را"
"بهشت" ترجمه کردم ولی "جهنم" بود..
شبیه زززلزززله ها آمدی و بعد تو من
شدم مشابه شهری که "بم" تر از "بم" بود
شبیه خطّه ی گیلان و چشم های ترش
و بارشی که منظّم، مدام و نم نم بود
و خاطرات تو مثل نمک به زخمِ دلم
و خاطراتِ تو مثل "تو" ضدمرهم بود
همیشه حق به تو دادم، درست می گویی؛
برای چون تو بزرگی، چنین کسی کم بود!
چه ساده ام! به خیالم که آبِ زمزم بود
نه! آنچه را که تو دادی به خوردِ من سم بود
چه خوش خیالیِ محضی که "باتو بودن را"
"بهشت" ترجمه کردم ولی "جهنم" بود..
شبیه زززلزززله ها آمدی و بعد تو من
شدم مشابه شهری که "بم" تر از "بم" بود
شبیه خطّه ی گیلان و چشم های ترش
و بارشی که منظّم، مدام و نم نم بود
و خاطرات تو مثل نمک به زخمِ دلم
و خاطراتِ تو مثل "تو" ضدمرهم بود
همیشه حق به تو دادم، درست می گویی؛
برای چون تو بزرگی، چنین کسی کم بود!
- ۳۹۰
- ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط