{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر شب موهایم را شانه مےکنم ،

هر شب موهایم را شانه مےکنم ،
صبح که بیدار مےشوم ،
موهایم آشفته است...
من هر شب
خواب سر انگشتان تو رامےبینم...
خواب مےبینم
که آمدے با شاخهاےگل سرخ،
و من وانمود میکنم
هیچ دل تنگ تو نبوده ام
ولے باز با دیدنت
ناخواسته فریاد شادے سرمےدهم
و این قصه تکرارے هر
شب من است....
دیدگاه ها (۱۱)

هیــچ گـاه تـوراآنگونه دوست نخواهم داشت...که زندانیم باشے......

تحمل کردن قهر؛ تـــو رایک استکان بس نیستــ؛تسلےدادن یک فاجعه...

باانگشتهاےتــو همــاهنـــگ کرده ام..بنواز نفــس هاےمــــرا.....

از دیوانه اے پرسیدند؛چرا کسے که آزارت میدهد را بخشیدے؟گفت؛دی...

پارت ۸

_سناریو_

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط