{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب بود پسری تصادف کرد...

شب بود پسری تصادف کرد...
خون زیادی ازش رفته بود لحظه های آخرش گوشیشو برداشت
نوشت:میای بریم؟
یکی ارسال کرد به رفیقش یکی واسه عشقش..

عشقش جواب داد این موقع شب بگیر بخواب بای...

رفیقش جواب داد کجا؟؟تنها نری وایستا منم بیام..

:پسر لبخندی زد و چشاشو بست...

بسلامتی هرچی رفیقه بامرام
دیدگاه ها (۲۰)

نصفه شب به یاد دشمنتم که بیفتی دلت براش تنگ میشه چه برسه ب ی...

دادم پاش،دادم هستیمو پای چشماشاون که یه روز میگفت دوسم داشتک...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p1صدای زنگ ساعت، برای سومین بار توی اتاق ...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.15(از زبون نویسنده: حالا ...

love in the dark⑧④ا/ت: یومی مامان بیا یومی: اومدم ا/ت: ساعت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط