{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نازنینم غم مخور سنگ صبورت میشوم

نازنینم غم مخور سنگ صبورت میشوم
همسفر تا راه نزدیک و به دورت میشوم
خواب یا بیداری ام مهمان من باشی عزیز
هر زمان آیی بدان مست ازحضورت میشوم
پیش تو من خوبِ خوبم بی تو اماسهم دل
مو پریشان تر از آن موهای بورت میشوم
مثل ماهیگیر و من صیدی به دام افتاده ام
خوش سعادت ،که گرفتاری به تورت میشوم
وقت غصه یا خوشی هستم کنارت ای رفیق
من فدای خنده و اخم و غرورت میشوم
با تمام زخم و دردی که به جان دارم ولی
باعث دلگرمی و جشن و سرورت میشوم
عین وشین وقاف را آموختم از چشم تو
نازنینم غم مخور سنگ صبورت میشوم
دیدگاه ها (۷)

شده تا نیمه ی شب در بزنی ، وا نکنند؟یا دری را شده با سر بزنی...

یک سبد بابونه از من، دشت وصحرا مال تونسترن، مریم ، همه گلهای...

گل صِدایَت می‌زنَم، گُلزار می‌ریزَد به‌هَم بر تنَت پیراهَنِ ...

‌ گر مرا حاکم کنند ..... بر شهر عشقروی هر دروازه ای ، لوح مح...

عاشقانه های شبنم تقدیم زندگیم

نازنینم  غم  مخور  سنگ  صبورت میشومهمسفر  تا  راه نزدیک  و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط