{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای گل تازه که بویی زوفا نیسـت تــو را

ای گل تازه که بویی زوفا نیسـت تــو را
خبـر از سرزنـش خـار جـفا نیسـت تــو را
رحم بر بلبـل بی برگ نوا نیسـت تــو را
التفاتــی به اسیـران بـلا نیسـت تــو را
ما اسیر غم و اصـلا غم ما نیسـت تــو را
با اسیر غم خود رحـم چـرا نیسـت تــو را

فارغ از عاشــق غمنـاک نمی بایـد بــود

جان من این همـه بی بـاک نمی بایـد بـود

همچو گل چند به روی همه خنــدان باشــی
همره غیـر بـه گـل گشت گلستـان باشــی
هر زمـان با دگری دست به گریبان باشــی
زان بیندیـش کـه از کـرده پشیمـان باشــی
جمــع با جمــع نباشـنـد و پریشـان
دیدگاه ها (۴)

نه! نگفتم دوستت دارم ولی جانم توییخالق هر لحظه از این عشق پن...

خدا قسمت کند یک شب ؛ به هجران مبتلا گردی ! کمی با درد جان سو...

دراین بازار نامردی به دنبال چه میگردی؟ نمی یابی نشان هرگز تو...

هم نگاهت از نگاه چشم جادو خوشتر است هم کلامت از هزاران گفتِ ...

از غم #دوست در این میکده فریاد کشمدادرس نیست که در هجر رخش د...

بعضی شب‌ها زندگی آن‌قدر سنگین می‌شود که نفس کشیدن هم شبیه جن...

|پارت: آخر|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط