منو بوسید من مونده بودم فقد نگاش میکردم که دوباره خودم شر
منو بوسید من مونده بودم فقد نگاش میکردم که دوباره خودم شروع کردم
_چرا قلبت انقد تند میزنه
+نمیدونم
داشتم فقد نگاش میکردم و خب دختر واقعا عاشق شد
اون شب کلی خوش گذرونیم
(پایان فلش بک)
ویو فردا صبح
دیدم جیمین داره زنگ میزنه ولی دیرم شده بود سرکارم اوه یادم رفته بود خودمو معرفی کنم
ات هستم ایرانی ک مهاجرت کرده کره شغلمم توی کافه کار میکنم
سریع حاضر شدم رفتم سرکار ک عصرش جیمین اومد دنبالم....
خب الان ی ماهه که منو جیمین توی رابطه ایم و امروز عصر قراره برم پیشش ک اومده دنبالم با ماشین بریم بیرون
سوار ماشین شدم
_چطوری خانوم ات
+خوبمم مستر کجا بریم
_هرجا شما بگی
+بریم شهربازییی
_بله ملکه
رفتیم شهر بازی
+جیمین بیا بریم ترن هوایی
_نمیترسی
+نخیرمم
رفتیم ترن ک تاجایی ک شد جیغ زدم بعدش با جیمین رفتیم شام بیرون
_ات میخام ی چیزی بگم
+بگو
_فردا میخام ببرمت با خانوادم آشنات کنمم
+واقعاااا
_ارههه
واییی کلی ذوق کردم
شب جیمین منو رسوند خونه رفتم سریع ارایشمو پاک کردمو خوابیدم صبح با صدای زنگ گوشی از خواب بیدار شدم جیمین بود با ذوق جواب دادم که
_خانوم ات با جیمین کات کن
وات ی دختر بود پشت گوشی
+جیمین الان کجاس
_به تو چهه جیمین الان دوست پسر منه تو اومدی وسط رابطمون
سریع قعط کردم رفتم سمت خونه جیمین
در زدم که ی دختره درو باز کرد
÷اینجا چیکار میکنیی تو مگ نگفتم ازش فاصله بگیر
+خودش کجاست
÷به توچههه
درو محکم بست
رفتم سمت دریا
یعنی همش دروغ بود همه چی مگه میشه یعنی من وسط رابطشون بودم
اگه میگین ادامه بدم ک همین امشب پارک دیگشم میزارم
اسم فیک هم وقتی بهت حسی نداشت
_چرا قلبت انقد تند میزنه
+نمیدونم
داشتم فقد نگاش میکردم و خب دختر واقعا عاشق شد
اون شب کلی خوش گذرونیم
(پایان فلش بک)
ویو فردا صبح
دیدم جیمین داره زنگ میزنه ولی دیرم شده بود سرکارم اوه یادم رفته بود خودمو معرفی کنم
ات هستم ایرانی ک مهاجرت کرده کره شغلمم توی کافه کار میکنم
سریع حاضر شدم رفتم سرکار ک عصرش جیمین اومد دنبالم....
خب الان ی ماهه که منو جیمین توی رابطه ایم و امروز عصر قراره برم پیشش ک اومده دنبالم با ماشین بریم بیرون
سوار ماشین شدم
_چطوری خانوم ات
+خوبمم مستر کجا بریم
_هرجا شما بگی
+بریم شهربازییی
_بله ملکه
رفتیم شهر بازی
+جیمین بیا بریم ترن هوایی
_نمیترسی
+نخیرمم
رفتیم ترن ک تاجایی ک شد جیغ زدم بعدش با جیمین رفتیم شام بیرون
_ات میخام ی چیزی بگم
+بگو
_فردا میخام ببرمت با خانوادم آشنات کنمم
+واقعاااا
_ارههه
واییی کلی ذوق کردم
شب جیمین منو رسوند خونه رفتم سریع ارایشمو پاک کردمو خوابیدم صبح با صدای زنگ گوشی از خواب بیدار شدم جیمین بود با ذوق جواب دادم که
_خانوم ات با جیمین کات کن
وات ی دختر بود پشت گوشی
+جیمین الان کجاس
_به تو چهه جیمین الان دوست پسر منه تو اومدی وسط رابطمون
سریع قعط کردم رفتم سمت خونه جیمین
در زدم که ی دختره درو باز کرد
÷اینجا چیکار میکنیی تو مگ نگفتم ازش فاصله بگیر
+خودش کجاست
÷به توچههه
درو محکم بست
رفتم سمت دریا
یعنی همش دروغ بود همه چی مگه میشه یعنی من وسط رابطشون بودم
اگه میگین ادامه بدم ک همین امشب پارک دیگشم میزارم
اسم فیک هم وقتی بهت حسی نداشت
- ۲.۴k
- ۰۹ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط