دلتنگی هایم را

دلتنگی هایم را
پشت موهای بلندم پنهان کردم
پشت رژی قرمز
پشت دامن های پف پفی
دلتنگی هایم را
پشت پلک هایم پنهان کردم
شب که شد
با رخت خوابم آشکارا
خواهیم گریست...
دیدگاه ها (۱۴)

*جز " تـــ``ــو " کســی*در قصه یِ * تَقدیـــڕ من نیست* دیوان...

من نمیدانم چرا این دل شده رسوای توآ شنای هر شب من ،من شدم ش...

فراموش نمی شوی هیچوقت مثل ماه که با هیچ دستمالیاز روی پنجره ...

قدر‌نشناس ِ عزیزم، نیمه ی من نیستیقلبمی اما سزاوار تپیدن نیس...

تهیونگ گیج دستش را روی پیشانی اش کشید : مادر مین جی نیست سرم...

( عشق اغیشته به خون )پارت ۱۶۳جیمین دستش میون‌شی را پایین آور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط