{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#My_company_model

#My_company_model
پارت 33
ویو بینا
ساعت تقریبا 3بود و من خوابم نمیومد و کارن توی خواب متعلق بود که کم کم چشمام گرم شد و خوابیدم.
ویو جونگکوک
ساعت 4 بود و من رفتم سوار ماشین شدم و به سمت خونه بینا حرکت کردم بعد نیم ساعت رسیدم و با یه بادیگارد رفتم درو اروم شکستم که بیدار نشه و اروم رفتم توی اتاق و بچه رو دادم بادیگارد گفتم بره من میام اروم نشستم روی تخت و موهای بینا رو ناز کردم
_چرا نزاشتی برات توضیح بدم هان(اروم)
بوسه ای روی پیشونیش و اروم براید استایل بغلش کردم که چشمم به بدن سفیدش افتاد سرمو تکون دادم تا از افکارم در بیارم بینا رو صندلی عقب گذاشتم و سوار ماشین شدم به سمت عمارت.
ویو بینا
با حس عجیبی بیدار شدم توی ماشین بودم با جیغ صاف شدم.
+جیغغغغغغغ منن کجاممم.. ج. ج. جون جونگکوک؟(ترس)
_پرنسس ترس نداره که
+تو.. منو.. چه جوری... پ.. پیدا کردی
_اینش مهم نیست
+منو کجا میبری.. کارنننننننننن
_ایشش گوشم نترس اونو بادیگارد میاره.
+وای پسرم(گریه)
_(پوزخند)
+پوزخند احمقانت رو نشون نده
_(بدون حرف ماشین رو نگه میداره)
+میخای برم گردونی خونههه هورااا کارن هم بیاره مرسی
_کارن کیه(جدی)
+پسرمه
_انقدر هر(نذاشت بینا حرفشو کامل کنه)
+دهنتو ببند اشغال کارن پسر واقعی من نیستتتتتت
_چی؟
+من کارن رو از پرورشگاه اوردم وقتی همه خانواده اش رو از دست داده بود یک سالش بود من بهش گفتم بابات مرده(ناراحت)
_اه فاک(اروم)
+چیزی گفتی
_نه نه
+اوکی من میرم(امدم در باز کنه که دید در قفلع)
+درو باز کن میخام برم
_کجا؟ تازه پیدات کردم عمرن نمیزارم بری
+جونگکوک بزار برم
_هیس
+اشغال
ویو جونگکوک
ماشین رو روشن کردم و به سمت عمارت رفتم ولی اون یکی عمارت که توی جنگل بود که تنها باشم هیچ کسی توی عمارت نبود یه نگاه به بینا کردم که خواب بود ماشین رو پارک کردم و بینا رو براید استایل بغلش کردم و رفتم توی عمارت به سمت اتاق خودم بینا رو روی تخت گذاشتم.
_چرا اینقدر جذابی تو دختر
خودم رفتم اتاق مهمان خوابیدم

خوب خوب بگید چطور شدهههه🦋🎀

شرط: 50لایک
دیدگاه ها (۱)

#My_company_model پارت 32ویو بینا یک سال زود گذشت من یه بچه ...

#My_company_model پارت 311سال بعد(زود گذشتااا)توی این یک سال...

#My_company_modelپارت 1ویو بینا: امروز قرار بود برم پیگیر کا...

قرار دادپارت 8☆یوری : باشه پس من میرمداشتم میرفتم که مچ دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط