{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

†‌

†‌
رم࣪آﻥ: مآ࣪ه خونی࣪⎯݄
ݐأر̼ت: 1
به قَـلَمِ چوꨲیا࣪

‌ ‌ ‌ ‌‌ ︶‌҇݃‌‌︶‌҇݃‌‌︶‌҇݃‌‌︶‌҇݃‌‌︶‌҇݃‌‌𖹭𑀂ַ᷎᷈᷁݃ั︶‌҇݃‌‌︶‌҇݃‌‌︶‌҇݃‌‌︶‌҇݃‌‌︶‌҇݃‌‌‌‌‌‌ ‌

در ایستگاه قطار نشسته بودم. اون هنوز نیومده بود، با خودم گفتم: دازایییییی لعنتییی چرا پیدات نمیشههه
مثل روحی که توش پر از درده پشت سرم ظاهر شد! بدون اینکه چیزی بگه بغلم نشست.
+چرا اینقدر دیر کردی لعنتی؟
_معذرت میخام خیلی شلوغ بود
تعجب کردم اون چرا معذرت خواهی کرد؟ اصلا اون دازایه یا یکی دیگس؟ نه اون خودشه ولی الان.. شاید چیزی شده نکنه فهمیده عاشقشم؟ نه نه من بهش چیزی نگفتم.
+د..دازای چیزی شده؟
_نه مگه مهمه الانم میخام برم خونه
اره.. برام مهمه خیلی هم مهمه دازای.. تو برام مهمی چرا نمیفهمی چرا نمیدونی من عاشقتم!
+اوهوم باشه مراقب خودت باش
بلند شد و به سمت در خروجی رفت، میخاستم به سمتش برم، دستشو بگیرم و بگم من عاشقتم ولی نمیتونستم من خیلی میترسیدم چون اون منو دوست نداره و یه حسی بهم میگه ازم متنفره.
نشستم، به آسمون نگاه کردم داشت بارون میومد خیلی حس بدی داشتم ناگاه اشک از چشمام جاری شد
چ..چرا دارم گریه میکنم؟ نه نه من گریه نمیکنم نه نباید گریه کنم
جیغ زدم: نه من گریه نمیکنم آخه بخاطر چی باید گریه کنم لعنتیااا اون فقط برای منه نمیزارم ازم بگیرینش اون برای منه
من عاشقشم دازای من عاشقتم.
خیلی خسته بودم نمیتونستم رو پاهام وایسم، یهو بیهوش شدم و افتادم چشممو باز کردم دیدم تو خونه ی دازایم.
+د..دازای
میخاستم بلند شم ولی سریع اومد سمتم و نذاشت بلند بشم
_باید استراحت کنی الانم بخواب
+ن..نه باید برم خونه نمیتونم اینجا بمونم باید برم
_مگه خونه ی من چشه؟ اشکالی نداره خب یه شب خونه ی من بمون چویا
داشتم میترسیدم خیلی استرس داشتم اون همیشه به من می‌گفت کله هویجی یا کوتوله ولی این‌بار فرق داشت اون هنوز همون آدم بی روح بود
زدم زیر گریه و گفتم
+لعنتی چرا نمی‌فهمی
_چ..چیو نمیفهمم؟
دوباره ترسیدم نمیخاستم بهش بگم نباید اون بفهمه
از تخت اومدم پایین و سریع رفتم سمت دسشویی، درو محکم بستم و نشستم و دوباره گریه کردم هرکاری میکردم نمیتونستم جلوی گریمو بگیرم و دازای.. پشت در نشسته بود بدون اینکه چیزی بگه
حس کردم خیلی سرده
داشتم یخ میزدم ولی بدتر از اون... یه چیزی بود که داشت خفم می‌کرد یه جور دود یچیزی بود ولی نمیدیدمش
سریع بلند شدم و خواستم درو باز کنم ولی انگاری قفل شده بود
د..داره چه اتفاقی میوفته
+د..دازای کمکم کن دازای لطفا کمکم کن اینجا خیلی سرده تروخدا کمکم کن
_چی شده چویا حالت خوبههه؟
+دارم خفه میشم لعنتی کمکم کن در قفل شده نمیتونم بازش کنم
_یعنی چی بدو درو باز کن
+عوضی میگم قفل شده چجوری باز کنم
ل..لطفا کمکم کن دارم خفه م..میشم
•﹏﹏﹏﹏﹏☆﹏﹏﹏﹏﹏•
دَر حال مَرگ ████████▓99%
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۶)

نامنام

بریم شروع کنیم..خب خب از اون ۱۰ نفری که لایک کردن واقعا ممنو...

نینیییییییییییییییییییردکزدکلزلتیسبتبستتیببنهمهبنهینعیعیحبعج...

p/2وقتی بهت سیلی میزنهـ-فهمیدی؟(عربده)+خفه شو تو کی هستی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط