{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فصل دوم پارت چهارم ستاره من

فصل دوم پارت چهارم ستاره من


موقعی که هیکاروداره غذا درست میکنه:
می می، واتانابه، کایون، نینو که گروه آی هستن زنگ میزنن به خونه ی آی و هیکارو که آی در رو باز میکنه و به اعضای گروهش نگاه میکنه
می می با قیافه گریون میگه:ما رو به خاطره دوست پسرت هیکارو ول کردی من فکر میکردم ما با هم دوستیم یعنی ما برات کافی نبودیم بگو دیگه کافی نبودیم
می می با دستاش صورت آی رو محکم میزنه
آی : من برام مهم نیست که شما ها کی هستین دوستامین یا نیستین مهم اینه که منو هیکارو الان آزادیم
نینو با عصبانیت میگه: یروزی میفهمی که این پسره ای که کنارته چه خطری داره برات
کایون با قیافه گریون : اگه میخواستی ترکمون کنی باهامون همگروه نمیشدی آی چرا همگروهمون شدی آی من خیلی دوست داشتم هنوزم دوست دارم و همیشه خواهیم داشت ولی تو باید متوجه اشتباهت بشی
واتانابه : آی واقعا برات متاسفم واقعا برات متاسفم باورم نمیشه آی تو خیلی خیانتکاری حتی به کسایی که حمایتت میکردن خیانت کردی یروز این بلا سر تو هم میاد
هیکارو غذاشو درست کرد و رفت دم در گفت: آی چیشده
آی : چهار تا آدم غریبه کنار در وایستادن تا منو اذیت کنن
هیکارو : بسپرش به من تو برو غذاتو بخور
آی : باش
می می به هیکارو میگه: چرا آی رو از ما گرفتی که نشون بدی پادشاهی؟ مطمئنم آی بعدش ولت میکنه و دوباره به گروهش برمیگرده حالا میخوای هر کاری بکن
هیکارو با صدای بلند گفت : خفه شید و از اینجا برید بیروننننننننن
هیکارو انقدر خشمگین بود که در رو بست و برگشت پیش آی
آی : چیکار کردی؟
هیکارو : از خونه خودم بیرونشون کردم میگم حالا میتونی صبحونه تو بخوری
آی : باشه الان میخورم
بعد خوردن صبحونه:
آی : آخش من سیر سیر شدممممم
هیکارو : خوشحالم که سیر شدی
آی : ممنونم بابت غذا
هیکارو : خواهش میکنم
آی : من میرم پاساژ اگه تو خواستی میتونی بیای.......... ادامه دارد ۸۵۰ تاییم کنید میزارم
دیدگاه ها (۷)

این قشنگو فالو کنیدhttps://wisgoon.com/suwon

فصل دوم پارت سوم ستاره منشب شد :آی و هیکارو الان در تختشون...

بچه ها دوست دارین دو پارت دیگه رو بدم؟ اگه دوست دارین این پس...

پارت دوازدهم ستاره منیک ماه بعد و یک روز قبل ولنتاین:آی : فر...

پارت هفتم ستاره منآی گفت سلام همون موقعی که هیکارو داشت میگف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط