{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اما

اما

نمی دانی

چه شب هایی سحر کردم

بی آنکه یک دم

مهربان باشند با هم پلک های من

در خلوت خواب گوارایی ..

#مهدی_اخوان_ثالث
دیدگاه ها (۱)

گرچه او هرگز نمیگیرد زحال ما خبردرد او گیرد خبر هر شب ز سر ت...

با تو آن روز که شطرنج محبت چیدم ماتی خود ز تودر بازی اول دی...

درماندگی یعنیتو اینجاییمن هم همین جایمولی دورمتو اختیارِ زند...

‌ناز تو را با بوسه فقط می‌توان کشید ..#سیاوش_محرابی

من آدم هایی رو دوست دارم که از تغییر فصل ، صدای بارون ، تماش...

تناسخ

هر شب من از غم تا سحر شب زنده داری میکنم سر میگذارم روی پا ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط