{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار من لای چال گونههایت محو شوم

بگذار، من لایِ چالِ گونه‌هایت محو شوم؛
غرق شوم؛
گم شوم. اصلا کسی نباشد که نجاتم بدهد؛
کافیست تو بخندی؛ این همه اتفاقات رُخ خواهد داد.
#_ضیا_جویا
#عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

چه آسمانِ غریبی است بی حضورِ تو، دلبه گرمی سخنی عاشقانه با م...

همیشه یادمان باشدکه نگفته ها را میتوان گفت،ولی گفته ها را نم...

خاورمیانه را به تقلید چشمان شرقیِ تو ساخته اند...پرالتهاباند...

با خودکار تن برهنه کاغذ را قلقلک میدادمکه یکهو دستم شروع به ...

‌...

شاید واقعا ضعیفماری من ضعیفمضعیف در برابر ان نگاه ها،..ضعیف ...

شعر از عصبانی‌ترین و عاشق‌ترین شاعر دنیا :تو غلط میکنی این گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط