{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تقدیر من این بود که در بند تو باشم

تقدیر من این بود که در بند تو باشم
دیوانه ی دیوانه ی لبخند تو باشم

چنگیزترین نادر من باشی و من هم
ای نادره ی شهر، سمرقند تو باشم

تو نقشه بریزی که چطور مال تو باشم
من عاشق این حیله و ترفند تو باشم

ای کاش که مانند مه صبح بهاری
پیچیده در آغوش دماوند تو باشم

انگشت نمایی و جنون و غم و... کم بود؟!
دیگر چه کنم تا که خوشایند تو باشم؟!
 


"کمال الدین علاءالدینی شورمستی"



دیدگاه ها (۱)

دستاتو بزار تو دستام تو تصور کن ک بارون دونه دونه روگونت حس ...

من عاشقانه میکنم نگاه بر دو چشم توتو تازیانه می زنی به چشم و...

نازک کنی دو ابروی خود را چه میکنی؟چون خنجری که بر دلم آماده ...

شب که از قند لبت بوسه غزل می دزدمطعم گل میدهد انگار عسل میدز...

دوریاکی کوچولو"پارت نمد چند لایک بالای 8 تا#مایکی#سناریو#فیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط