{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به غبارآیینه،

به غبارآیینه،
دل داده ام،
تا اگر روزی
از زوایای تنهایی خویش،
دریچه ای نیافتم تا ،
به وسعت روزن آشنای دلی باشد
که درکم نکند،
غرق اندوه نگردم،
مثل گل ،
به نسیم خنده ی صبح‌ دلخوشم،
مثل شقایق،،‌
به رستن در دامان درد،،،
دیگر نه به سلام ساده،
و نه به وعدۀ باران،
نه هیچ خاطره ای دل نمی بندم،
در گذر زندگی،
باید مسافربود،،
بی ره توشه وخالی از هر باوری ،
که،
سبز و خزان زده است.
دیدگاه ها (۷)

پاے تو اگر قصد سفر داشته باشدشاعر همه شب دیده تر داشته باشد ...

پیراهنم را ازچمدان خیال بیرون می کشمبه همراه نازبالش بته ای ...

دلم تنگ است بجز دلهای دیگر چنان فردا و فردا های دیگر مرور خا...

من به دستور دلـم شطـرنج بازی می کنمخرمـن شعـر و غـزل ر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط