{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخونید

#بخونید :)
مدتی بود از هم جدا شده بودیم.. ماه ها گذشته بود
دلم هرروز برایش تنگ تر میشد...
منتظر بودم هرروز،که زودتر #شب شود
و
بیشتر دلتنگش شوم ....
از وقتی رفت ، من هم از خودم رفتم...
یک شب تاب نیاوردم نتوانسم جلوی دلم را بگیرم
گوشی را برداشتمو هی برایش نوشتمو پاک کردم ،
تا اخر اینکه برایش ارسال کردم
نوشتم سلام خوبی ؟
ساعت ها منتظر ماندم
اما جوابی نیامد
دوباره غرور را گذاشتم کنار ،
اخه میدانید از یه جایی به بعد، آدم عاشق برای عشقش غرور ندارد و هم جوابی برای دلش ...
دوباره نوشتم دلم برایت تنگ شده خواستم حالت را بپرسم
باز هم خواندو جوابی نیامد
تا اخر اینکه عکس پروفایلش رو عوض کرد تا با عکس جوابم را بدهد
یکباره بغض گلویم را گرفت
و
خرخره ام را میجوید
صورتم خیس شد ...
دستام شروع به لرزش کردن...
راستش ،
عکس نامزدی اش بود....
خیلی دوستم داشت حتی بیشتر از خودم ولی با من نماند..
فقط برایش نوشتم خوشحال شدم به پای هم پیر و خوشبخت شوید...
و جواب داد ممنون
همین ...
فقط "ممنون"
مثل غریبه ها جوابم را داد...
حالش را فهمیدم...
و اما
او هنوز حالم را نفهمیده....
میدانی،
هنوز هم منتظرم، روزها زودتر #شب شود..
دیدگاه ها (۱۰۷)

...📝 تازگی ها با هر کسی صحبت میکنی از یک رابطه ی نیمه تمام و...

#به‌وقت‌چیز‌میز😂

#مهریه‌روازالان‌جورکنیم‌یازوده😑

#وقتی درحال کوتا کردن موهات هستی و برقا یهویی برن #بدشانسی‌ت...

چند پارتی درخواستی { ازدواج کردی بیبی؟²}ویو کوکتا شب همش داش...

part3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط