نصف ی دیگر من پارت
✨ نصف ی دیگر من پارت ۵✨
+ریندو پاشد و خداحافظی کرد و رفت رینا به
کیوکی کمک کرد و حاظر شدند و قرار شد رینا راننده گی کنه سوار ماشین شدند و رسیدند و پیاده شدند ، رینا ماشینو پارک کرد و آمد و زنگ زد به اما اما اومد درو باز کرد و رینا و کیوکی رفتند داخل و سنجو و یوزوها و هینا هم اونجا بودن. +
سنجو: سلام رینا عا این دختره باید کیوکی باشه خوش بختم (با لبخند)
کیوکی: همچنین
اما : راحت باش
کیوکی:آریگاتو اما چان
رینا :ببینم دراکن و مایکی و بقیه ارو انداختی بیرون
اما :هه هه از کجا فهمیدی
یوزوها: خب خب قراره لباس خواب بپوشیم اول
هینا:حمله به سوی اتاق اما چانننن
کیوکی: قراره چیکار کنیم ؟
اما : خوش گذرانی 😄
کیوکی:جالب به نظر میرسه
هینا: کیوکی خیلی خوشگلییی
کیوکی:نظر لطفته راستی میتونید کیو صدام بزنید
همه : باشههه
+خب خب همه حمله ور شدند به اتاق اما و لباس خواب پوشیدند و اومدند بیرون +
یوزوها:من پاپ کرن درست میکنم
رینا : من نوشیدنی میارممم
اما : من تلویزیون رو روشن میکنم
رینا :چقدررر کار سختی میکنید اما چان 💢💢
اما :میدونی من باید یه فیلم خوب بزارم
هینا:خب من و کیو هم دسر آماده میکنیم
رینا :منظورت اینه با زن داداش من دیگه
اما :هوپپ اینا کی عقد کردند عمرا بزارم کسی قبل من ازدواج کنه
کیوکی: سوءتفاهم پیش اومده (با سرخی)
یوزوها : توی بونتن اگه کسی عاشق یه دختر بشه معمولاً آخرش بدستش میاره
رینا:درستهههه
اما: قضیه تو و سانزو چی شد ؟
هینا : راست میگه
رینا :منو با اون پشمک 💢 شیپ نکنید 💢💢
کیوکی:هینا چان ما بریم دسر هارو آماده کنیم
هینا: موافق امم
✨یه لایکی بکن ✨
✨بعد این سناریو از سانزو مینویسم و بعد مایکی✨
✨ راستی هنتای دار بنویسم یا نه ؟ (بخاطر این میپرسم چون بقیه جنبه ندارند و گزارش میکنند)✨
+ریندو پاشد و خداحافظی کرد و رفت رینا به
کیوکی کمک کرد و حاظر شدند و قرار شد رینا راننده گی کنه سوار ماشین شدند و رسیدند و پیاده شدند ، رینا ماشینو پارک کرد و آمد و زنگ زد به اما اما اومد درو باز کرد و رینا و کیوکی رفتند داخل و سنجو و یوزوها و هینا هم اونجا بودن. +
سنجو: سلام رینا عا این دختره باید کیوکی باشه خوش بختم (با لبخند)
کیوکی: همچنین
اما : راحت باش
کیوکی:آریگاتو اما چان
رینا :ببینم دراکن و مایکی و بقیه ارو انداختی بیرون
اما :هه هه از کجا فهمیدی
یوزوها: خب خب قراره لباس خواب بپوشیم اول
هینا:حمله به سوی اتاق اما چانننن
کیوکی: قراره چیکار کنیم ؟
اما : خوش گذرانی 😄
کیوکی:جالب به نظر میرسه
هینا: کیوکی خیلی خوشگلییی
کیوکی:نظر لطفته راستی میتونید کیو صدام بزنید
همه : باشههه
+خب خب همه حمله ور شدند به اتاق اما و لباس خواب پوشیدند و اومدند بیرون +
یوزوها:من پاپ کرن درست میکنم
رینا : من نوشیدنی میارممم
اما : من تلویزیون رو روشن میکنم
رینا :چقدررر کار سختی میکنید اما چان 💢💢
اما :میدونی من باید یه فیلم خوب بزارم
هینا:خب من و کیو هم دسر آماده میکنیم
رینا :منظورت اینه با زن داداش من دیگه
اما :هوپپ اینا کی عقد کردند عمرا بزارم کسی قبل من ازدواج کنه
کیوکی: سوءتفاهم پیش اومده (با سرخی)
یوزوها : توی بونتن اگه کسی عاشق یه دختر بشه معمولاً آخرش بدستش میاره
رینا:درستهههه
اما: قضیه تو و سانزو چی شد ؟
هینا : راست میگه
رینا :منو با اون پشمک 💢 شیپ نکنید 💢💢
کیوکی:هینا چان ما بریم دسر هارو آماده کنیم
هینا: موافق امم
✨یه لایکی بکن ✨
✨بعد این سناریو از سانزو مینویسم و بعد مایکی✨
✨ راستی هنتای دار بنویسم یا نه ؟ (بخاطر این میپرسم چون بقیه جنبه ندارند و گزارش میکنند)✨
- ۵.۸k
- ۰۸ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط