نصف ی دیگر من پارت
✨ نصف ی دیگر من پارت ۳✨
✨از زبان نویسنده ✨
+ران و ریندو کیوکی رو گذاشتند پیش رینا و رفتند جلسه +
+پرش به مکان جلسه+
مایکی: ببینم ریندو یه دختر رو دزدیدی (با صورت بی احساسش)
ریندو:خب دختر مورد علاقه ام رو دزدیدم
سانزو:چه عجب از تو بعید بود (با پوزخند)
ریندو:کسی نظر تورو نخواست پشمک 💢💢
سانزو :هوی حرف دهنتو بفهم بادمجون 💢
دراکن: بس کنید
مایکی: ببینم بهش درباره بونتن گفتی؟
ریندو: میشه راجب یه مسئله دیگه حرف بزنیم
مایکی: جواب منو بده
ریندو: خب اون خودش میدونه و خیلی میترسه
باجی: پس میخوای عاشق یه ترسو بشی (میخنده)
ریندو:من بیشتر به ظاهر اهمیت میدم و اینکه حق نداری به کیوکی توهین کنی راپونزل
باجی: من راپونزل نیستم 💢💢
مایکی: هردوتون خفه شید
ریندو و باجی: ببخشید
مایکی:قراره با یه گنگ مبارزه کنیم کوکونوی اطلاعات گنگ .....(اسمشو نمیدونم..) رو دربیار
کوکونوی:چشم
مایکی: بقیه اتون هم آماده باشید همین دیگه برید
همه :چشم
(همه رفتند ران و ریندو هم رفتند خونه اشون پیش رینا و کیوکی)
+پرش به محل زندگی ران و ریندو+
(ران و ریندو وارد خونه شدند دیدند کیوکی نشسته رو مبل از خجالت)
ریندو:رینا کجایی (با داد )
رینا اومد
رینا:چته من اینجام ببینم
ریندو : کیوکی چش شده ؟
رینا : هیچ فقط خجالتی هست و اینکه به لباسای تنش یه نگاهی بنداز (با چشم بسته)
+ریندو یه نگاهی انداخت دید یه لباس باز تنشه+
ریندو:ریناااا(باداد)
پارت بعدی رو فردا میزارم ✨
✨از زبان نویسنده ✨
+ران و ریندو کیوکی رو گذاشتند پیش رینا و رفتند جلسه +
+پرش به مکان جلسه+
مایکی: ببینم ریندو یه دختر رو دزدیدی (با صورت بی احساسش)
ریندو:خب دختر مورد علاقه ام رو دزدیدم
سانزو:چه عجب از تو بعید بود (با پوزخند)
ریندو:کسی نظر تورو نخواست پشمک 💢💢
سانزو :هوی حرف دهنتو بفهم بادمجون 💢
دراکن: بس کنید
مایکی: ببینم بهش درباره بونتن گفتی؟
ریندو: میشه راجب یه مسئله دیگه حرف بزنیم
مایکی: جواب منو بده
ریندو: خب اون خودش میدونه و خیلی میترسه
باجی: پس میخوای عاشق یه ترسو بشی (میخنده)
ریندو:من بیشتر به ظاهر اهمیت میدم و اینکه حق نداری به کیوکی توهین کنی راپونزل
باجی: من راپونزل نیستم 💢💢
مایکی: هردوتون خفه شید
ریندو و باجی: ببخشید
مایکی:قراره با یه گنگ مبارزه کنیم کوکونوی اطلاعات گنگ .....(اسمشو نمیدونم..) رو دربیار
کوکونوی:چشم
مایکی: بقیه اتون هم آماده باشید همین دیگه برید
همه :چشم
(همه رفتند ران و ریندو هم رفتند خونه اشون پیش رینا و کیوکی)
+پرش به محل زندگی ران و ریندو+
(ران و ریندو وارد خونه شدند دیدند کیوکی نشسته رو مبل از خجالت)
ریندو:رینا کجایی (با داد )
رینا اومد
رینا:چته من اینجام ببینم
ریندو : کیوکی چش شده ؟
رینا : هیچ فقط خجالتی هست و اینکه به لباسای تنش یه نگاهی بنداز (با چشم بسته)
+ریندو یه نگاهی انداخت دید یه لباس باز تنشه+
ریندو:ریناااا(باداد)
پارت بعدی رو فردا میزارم ✨
- ۴.۱k
- ۰۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط