سلام❤👋
سلام❤👋
از این به بعد ادامه ی رمان رو با این عکس میزارم چون توی پارت قبل دیگه سونیک و شدو خیلی به هم نزدیک تر شدن😅
سونادو (پارت ۵)
سونیک : شدو!...نمیدونی شینون و لایلا کجان؟
شدو : توی اتاق هستن.....
سونیک : نمیدونی دارن چیکار میکنن؟
شدو : چرا....دارن نقشه ی قتل تیلز رو میکشن....
سونیک : آها....یه لحظه صبر کن دارن چیکار میکنن !!!!
نقشه ی قتل تیلز رو میکشن!!!؟
شدو : آره...
سونیک : شدو سریع برو بیارشون اینجا!
شدو : دیگه دیره.....
شینون رفته بود نقشه اش رو روی تیلز عملی کنه
سونیک : لایلا برادرت کجاست؟؟!
لایلا : همین الان رفت بیرون تفنگ بابا رو هم برداشت.....
سونیک : شدو!!!....بدو باید بریم تیلز رو نجات بدیم!!
رسیدن به کارگاه تیلز :
سونیک : شینون اینجایی!؟....تیلز....
تیلز : سونیک کمکم کن.....
سونیک : شینون تیلز رو ول کن....
چند دقیقه بعد :
تیلز : خوبه که اومدید....اگه یکم دیرتر اومده بودید الان شینون منو کشته بود....
سونیک : ببخشید تیلز ....اخلاقش به شدو رفته حرکات ناگهانی میکنه....
موقع رفتن به خونه :
شدو : آفرین شینون کارت عالی بود....
سونیک : چی داری میگی شدو !؟
کارش عالی بود مثلا داشت تیلز رو میکشت!!!
شدو : اون هنوز یه بچه هست....
سونیک : واقا اخلاقش به خودت رفته....
رسیدن به خونه :
شدو : سونیک!!...یه چیزی داره میسوزه !؟
سونیک : ناله میکند با صدای لرزان می گوید : آره....
شدو : چیزی شده!؟
میره میبینه دست سونیک سوخته و آب روی گاز خیلی داغ شده
سونیک : چیزی نیست فقط میخواستم آب ها رو بردارم....
یه دفعه دست سونیک میخوره به ظرف آب داغ و نزدیکه روش بریزه که شدو سریع سونیک رو بغل میکنه و مانع ریخت آب روی سونیک میشه...
ادامه ی پارت برای بعدا❤😘
از این به بعد ادامه ی رمان رو با این عکس میزارم چون توی پارت قبل دیگه سونیک و شدو خیلی به هم نزدیک تر شدن😅
سونادو (پارت ۵)
سونیک : شدو!...نمیدونی شینون و لایلا کجان؟
شدو : توی اتاق هستن.....
سونیک : نمیدونی دارن چیکار میکنن؟
شدو : چرا....دارن نقشه ی قتل تیلز رو میکشن....
سونیک : آها....یه لحظه صبر کن دارن چیکار میکنن !!!!
نقشه ی قتل تیلز رو میکشن!!!؟
شدو : آره...
سونیک : شدو سریع برو بیارشون اینجا!
شدو : دیگه دیره.....
شینون رفته بود نقشه اش رو روی تیلز عملی کنه
سونیک : لایلا برادرت کجاست؟؟!
لایلا : همین الان رفت بیرون تفنگ بابا رو هم برداشت.....
سونیک : شدو!!!....بدو باید بریم تیلز رو نجات بدیم!!
رسیدن به کارگاه تیلز :
سونیک : شینون اینجایی!؟....تیلز....
تیلز : سونیک کمکم کن.....
سونیک : شینون تیلز رو ول کن....
چند دقیقه بعد :
تیلز : خوبه که اومدید....اگه یکم دیرتر اومده بودید الان شینون منو کشته بود....
سونیک : ببخشید تیلز ....اخلاقش به شدو رفته حرکات ناگهانی میکنه....
موقع رفتن به خونه :
شدو : آفرین شینون کارت عالی بود....
سونیک : چی داری میگی شدو !؟
کارش عالی بود مثلا داشت تیلز رو میکشت!!!
شدو : اون هنوز یه بچه هست....
سونیک : واقا اخلاقش به خودت رفته....
رسیدن به خونه :
شدو : سونیک!!...یه چیزی داره میسوزه !؟
سونیک : ناله میکند با صدای لرزان می گوید : آره....
شدو : چیزی شده!؟
میره میبینه دست سونیک سوخته و آب روی گاز خیلی داغ شده
سونیک : چیزی نیست فقط میخواستم آب ها رو بردارم....
یه دفعه دست سونیک میخوره به ظرف آب داغ و نزدیکه روش بریزه که شدو سریع سونیک رو بغل میکنه و مانع ریخت آب روی سونیک میشه...
ادامه ی پارت برای بعدا❤😘
- ۵۸۶
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط