در دل غروب خورشید وقتی آسمان به رنگهای گرم و دلپذیر می

در دل غروب خورشید، وقتی آسمان به رنگ‌های گرم و دلپذیر می‌آراست، سایه‌های بلند و نرم بر روی زمین پهن می‌شد. نشسته بر روی یک صندلی چوبی قدیمی، با قلبی پر از آرزو به تماشای رنگ‌ها نشستم. هر لحظه، خورشید به آرامی در افق ناپدید می‌شد و احساس می‌کردم که هر پرتو نور، داستانی از عشق و زندگی را با خود می‌آورد.

صندلی، گویی سکوتی را به‌دنبال داشت؛ سکوتی که در آن صدای دل‌ها و یادهای دریای عشق را می‌شنیدم. غروب خورشید، برایم یادآور لحظه‌های شیرین و تلخ گذشته بود که در هر تلالو نور آن، زندگی دوباره به من لبخند می‌زد. آنگاه که روز به شب می‌رسید، قلبم همچنان به پیروی از آن زیبایی بی‌نظیر می‌تپید؛ چرا که می‌دانستم هر غروبی وفرصتی برای آغاز دوباره‌ای است.
دیدگاه ها (۰)

‹#دانستنـے🥺💗›‌معنی نماد زیور آلات رو میدونی :🪽💍— ⋅ — ⋅ — 𖧷 —...

‹#Save🥺💘›‌◝ںـــیوش کن :🦦◟ 𖧷 · ─ ─ ─ ─ ─ ─ · 𖧷오렌지 하트🧡 : قلب ن...

چیز های قشنگ هیچ وقت دنبال خودنمایی نیستند 🦋

انیمه 💚✨️#یلدا#زندگی_شیرین_دیابتی_من🍏🍎

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

سناریو سوکوکو:هیولای زیبا

الماس من پارت ۳۲ اونجاست! باید برم!» و لگد می زد، اشکها دیدش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط