{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#

#
رفتی و یادت برایم یادگاری شد چرا؟
خاطرم از خاطرات تو فراری شد چرا؟
لعنت و نفرین بر آن روزی که گفتی:می روم
جای"نه برگرد"اصرار من "آری" شد چرا؟

خواب شب های مرا یادت به سرقت برده است
روز هم قربانی شب زنده داری شد چرا؟

وقت رفتن خنده بر لبهات از شادی نبود
اشک پس بر گونه ات از درد جاری شد چرا؟! .
لحظه های زندگی رنگ شقایق با تو داشت
در عزای دوری ات زرد قناری شد چرا؟

مست بود انگار جانم از شراب ماندنت
جان من دلبسته ی آن زهرماری شد چرا؟

دفترم از اشک خیس و،چشم هام از گریه تار
باز شعرم، جلوه گاه سوگواری شد چرا؟
دیدگاه ها (۲)

#وقت دلتنگی دلم صحرای محشر می شوداین ندیدن ها برایم تلختر سر...

#ساعت دو شب است که با چشم بی رمق چیزی نشسته ام بنویسم بر این...

#می گیرمت کنار و ترا... هیچ بی خیال رفته دو تا بهارو ترا...ه...

#عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط