{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر بگذار بر درد بازوان من،

سر بگذار بر درد بازوان من،
دست نگاهم را بگیر،
مرا دچار حادثه‌ای کن که با عشق نسبت دارد،
من عجیب از روزگار رنجیده ام !

#نیکی_فیروزکوهی
دیدگاه ها (۱)

زنان کُشته شده از اندوه‏فراوان تر از مردان‏کُشته شده در جنگن...

ای دلاندر بند زلفش از پریشانی منال ...

خاموش مانده معبدِ متروکِ سینه امدر او نه آتشی، نه ز گرمی نشا...

فواره وار سر به هوایی و سر به زیر!چون تلخی شراب دل آزار و دل...

ای دل! برای آن که نگیری چه می‌کنی؟با روزگار دوری و دیری چه م...

کپشن رو بخون زیباست:)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط