از لا به لای پرده ی قلبم عبور کن

از لا به لای پرده ی قلبم عبور کن ....

یک بار هم به زمین مریضم خطور کن ....

من سایه ای سیاهم و جسمی بدون روح ....

عیس نفس ! بیا و مرا غرق نور کن .....

یا مثل یک نسیم از آن سو به من بروز کن .....

یا خاطرات مرده ی من را مرور کن ....

خورشید من بیا که به چشمم ببینمت ......

چشم به راه مانده من را تو کور کن .....

من مثل سنگ سختم و چشمت شبیه شعر ....

مرا را پس از ترانه ای و شعری نمور
کن .....
دیدگاه ها (۳)

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بى وفا حالا که من افتاده‌ام...

کس نیست در این گوشه فراموشتر از منوز گوشه نشینان تو خاموشتر ...

عاقبت روزے مزارسرد من،معدن رنجے برایت مےشود،عکس من باآخرین ل...

می گویند شاد بنویس نوشته هایت درد دارند!و من یاد مردی می افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط