{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بادی وزید و لانهٔ خردی خراب کرد

بادی وزید و لانهٔ خردی خراب کرد
بشکست بامکی و فرو ریخت بر سری
لرزید پیکری و تبه گشت فرصتی
افتاد مرغکی وز خون سرخ شد پری
از ظلم رهزنی، ز رهی ماند رهروی
از دستبرد حادثه‌ای، بسته شد دری
از هم گسست رشتهٔ عهد و مودتی
نابود گشت نام و نشانی ز دفتری
فریاد شوق دیگر از آن لانه برنخاست
و آن خار و خس فکنده شد آخر در آذری
ناچیز گشت آرزوی چند ساله‌ای
دور اوفتاد کودک خردی ز مادری
دیدگاه ها (۱)

شب دوستان زیبا و پر از آرامش

گرت از دست برآید، دهنی شیرین کن مردی آن نیست که مشتی بزنی ب...

ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتندل تهی از خوب و زشت چرخ ا...

خط لبهای تو را یک عمر سعدی خوانده بودگر نه این اشعار شور انگ...

دید موری در رهی پیلی سترگ گفت باید بود چون پیلان بزرگ من چنی...

#ویسگون #دختر_بچه #زیبایی

#نینی #ویسگون #زیبایی

#تکست_ناب

#دکلمه_زیبا

#موزیکممنون.سپاسشبتون.عاشقانه

وطن‌ناموسه‌بی‌وطنی‌درده... 💚🤍❤🇮🇷#جمهوری_اسلامی_ایران_پاینده_...

مـارااَزجـان‌باخـتـن‌دَر‌نـبـرد‌مـی‌تـرسانـنـدهـمـان‌هـایـی‌...

طنینِ خشمِ نود میلیون؛ پایانِ عصرِ غارتهمراهِ گرامی، این قطع...

طنین خشم نود میلیون پایان عصر غارت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط