{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خط لبهای تو را یک عمر سعدی خوانده بود

خط لبهای تو را یک عمر سعدی خوانده بود
گر نه این اشعار شور انگیز را کی می سرود؟

پلک وا کردی ، پری ها دسته دسته آمدند
در هوای چشمه ی کوثر ، لب چشمت فرود

اخم کردی ، در دل دیوانگان آتش زدی
خنده کردی ، از سر آیینه ها برخاست دود

رخ گشودی ، چارباغ از شرم رویت زرد شد
لب گشودی، خشک شد بر جای خود زاینده رود

غرق کردی عقل ها را در زلال خنده ات
رود گیسویت به راه افتاد و دلها را ربود

قصد هر چه داری از عقل و دل و جانم ، بگیر
جز فرار از سود آیا عشق دارد هیچ سود ؟
دیدگاه ها (۱)

ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتندل تهی از خوب و زشت چرخ ا...

بادی وزید و لانهٔ خردی خراب کرد بشکست بامکی و فرو ریخت بر سر...

به لاله نرگس مخمور گفت وقت سحر هر که درصف باغ ست هنریستبنفشه...

در کیسه خود بین که تا چه داریگیرم که فلان گنج از فلان است دل...

خط لبهای تو را یک عمر سعدی خوانده بودگر نه این اشعار شور انگ...

خط لبهای تو را یک عمر سعدی خوانده بودگر نه این اشعار شور انگ...

خط لبهای تو را یک عمر سعدی خوانده بود گر نه این اشعار شور ان...

نمی خواهد دلت هرگز جدا باشد دلم از غم تو کاری کرده ای دوری ک...

یاحسینکولاک سیدحمیدرضا برقعی:نبرد امام حسین و حضرت عباس با س...

اعجاز قمرمرثیه مرثیه در شور و تلاطم گفتندهمه ارباب مقاتل به ...

اعجاز قمرمرثیه مرثیه در شور و تلاطم گفتندهمه ارباب مقاتل به ...

کولاک سیدحمیدرضا برقعی:اعجاز قمرمرثیه مرثیه در شور و تلاطم گ...

کولاک سیدحمیدرضا برقعی:اعجاز قمرمرثیه مرثیه در شور و تلاطم گ...

لطفا كامل بخونين،قشنگه♡\خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/بی نهای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط