امروز تصمیم گرفتم ازخونه که اومدم بیرون به همه لبخند بزنم

امروز تصمیم گرفتم ازخونه که اومدم بیرون به همه لبخند بزنم و این هم نتایجش :


به یک دختر خانم لبخند زدم گفت : مرتیکه از سنت خجالت نمی کشی ؟!!


به یک آقا پسر جوان لبخند زدم گفت : پدرجان من اینکاره نیستم !



به یک پیرزن لبخند زدم گفت : مگه خودت مادر نداری ؟!!


به یک پیرمرد لبخند زدم گفت : رو آب بخندی ، منو مسخره می کنی ؟!!


به یه خانم میانسال لبخند زدم با کیفش زد تو سرم !


به یه آخوندی لبخند زدم گفت : استغفر الله !


به یه آقای محترم لبخند زدم گفت : برو به قبر بابات بخند !

به بابام لبخند زدم میگه : کره خر پول کم آوردی یا زن میخوای ؟!!

به مامانم لبخند میزنم میگه : پدر سوخته با دوست دخترت قرار داری ؟


حالا بازهم بگین لبخند بزن !!
امروز میخوام فقط فحش بدم !!!
نتیجه اش رو هم فردا اعلام می کنم !
دیدگاه ها (۷)

شعر حسنی ورژن جدیدحسنی نگو جوون بگوعلاف و چش چرون بگوموی ژلی...

ملت از مسافرت برگشتن آلبوم آپ کردن ۱۹۸تا عکس توشهبعد من رفتم...

دختر : برو گمشو دیگه نمیخوام ببینمتپسره : نه … تنهام نذار … ...

دوست دخترم ،بعد یه مدت خواست بیاد خونه ما ............تماااا...

#معشوقه_عالیجناب Pt: ³خواستم برم سمتش که نزدیک به یه متریم ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط