صبح و طلوع شعر و غزل ناشتای تو

صبح و ِطلوع شعر و غزل ، ناشتای تو
یعنی سلام ، زنده شدم با دعای تو

یعنی دوباره...با تو من از خواب می پرم
با موج های ملتهب خنده های تو

حس می کنم که جنبش رگها و قلب من
تنظیم می شوند به آهنگ پای تو

یعنی که رگ رگ تن من شوق می شود
یعنی که تنگ می شود این دل برای تو
دیدگاه ها (۲)

سلام که تکرار شود،آرامش، قطره قطره یکدورت های جان راشستشو می...

سلام...دراین دوشنبه ی زیبادعا میکنم؛مرغ آمین بیاید، و بر آرز...

سلاااام بر تو ای زیبا نگارنده ی طلوع.... گوش کن !!! می ...

❤❤❤❤

همچون شعر سپید زیباست ‌و رویای شیرین ِخواب های مرا ...به صبح...

{یا هادی ع..}

دستم خواب رفته بود، دست راستم که گذاشته بودم زیر سرت و خوابت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط