{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح و طلوع شعر و غزل ناشتای تو

صبح و ِطلوع شعر و غزل ، ناشتای تو
یعنی سلام ، زنده شدم با دعای تو

یعنی دوباره...با تو من از خواب می پرم
با موج های ملتهب خنده های تو

حس می کنم که جنبش رگها و قلب من
تنظیم می شوند به آهنگ پای تو

یعنی که رگ رگ تن من شوق می شود
یعنی که تنگ می شود این دل برای تو
دیدگاه ها (۲)

سلام که تکرار شود،آرامش، قطره قطره یکدورت های جان راشستشو می...

سلام...دراین دوشنبه ی زیبادعا میکنم؛مرغ آمین بیاید، و بر آرز...

سلاااام بر تو ای زیبا نگارنده ی طلوع.... گوش کن !!! می ...

❤❤❤❤

.من مرگ #نور را باور نمی کنم و مرگ عشقهای قدیمی را مرگ گل هم...

[♡part⁸♡]ویوی نیکولاس‌حتی نفهمیدم کی خوابم برد،داشتن عروسک ک...

#استاکر_من#پارت_1۲جیمین ۵ تا شات دیگه آورد.شات هاشون رو بالا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط