{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به تو که فکر میکنم بی اختیار به حماقت خودم لبخند میزنم ،

به تو که فکر میکنم بی اختیار به حماقت خودم لبخند میزنم ، سیاهی لشگری بودم در عشق تو و به خیال خودم نقش اول ...........
دیدگاه ها (۸)

نه من ناراحت نشدم، فقط دارم؛ دربارش پوست لبمو می‌کنم. بدنمو...

السلام علیک یا بقیه الله العظم ارواحنالهم فدا

از پنجره به بیرون نگاه میکردم. جاده های پرپیچ و خم و رنگارنگ...

نه فیک نه هیچی وجودشو داشتم درستش کردم اونموقع هایی ک تو داش...

این جمله زیادی منو به فکر فرو برد اینکه قبلا چقدر ادم باذوق ...

‏من...روز خویش را..با آفتابِ رویِ توکز مشرقِ خیال دمیده است ...

نقش خود توست هر چه درمن بینی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط