بعد از این وقت ندارم نگرانت باشم
بعد از این وقت ندارم نگرانت باشم
نگران تو و دنیای نهانت باشم
خودم اندازه ی یک عمر ، مصیبت دارم
مصلحت نیست که سوهان روانت باشم
مدتی زندگیم را به تو دادم ، حالا
وقت آن است به فکر چمدانم باشم
وقت رفتن شده، راحت دل از این درد بکَن
خوش ندارم پس از این بار گرانت باشم
باران گرفته است، تو حتما گریستی
باید به پای خیسیِ چشمت بایستی
خوابم نمیبرد که به خوابم ببینمت
رویای بیبدیلِ غزلهای کیستی؟
شعر از شکوه چشم تو میروید از دهان
باید سکوت کرد زمانی که نیستی
نگران تو و دنیای نهانت باشم
خودم اندازه ی یک عمر ، مصیبت دارم
مصلحت نیست که سوهان روانت باشم
مدتی زندگیم را به تو دادم ، حالا
وقت آن است به فکر چمدانم باشم
وقت رفتن شده، راحت دل از این درد بکَن
خوش ندارم پس از این بار گرانت باشم
باران گرفته است، تو حتما گریستی
باید به پای خیسیِ چشمت بایستی
خوابم نمیبرد که به خوابم ببینمت
رویای بیبدیلِ غزلهای کیستی؟
شعر از شکوه چشم تو میروید از دهان
باید سکوت کرد زمانی که نیستی
- ۱.۳k
- ۰۴ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۹۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط