{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Arnika

Arnika
به غسالخانه نبرید مرا...!
من از مرده شورها میترسم،
آنها عاشق من نیستند که نوازشم کنند،
میترسم کبود کنند تمام بدنم را...! بگویید او خودش بیاید...، بگویید خودش کفنم کند
رو به قبله نه! رو به آغوشش... بگویید ببندد چشمهایم را، و لبانم... نه نه... نگذارید ببوسد لبانم را! شنیده ام شگون ندارد... بگویید بجای اذان و دعا نامش را آنقدر تکرار کند در گوشم تا بلکه این دم آخر ایمان بیاورم به خدا ..! بگویید خودش خاک بریزد روی تنم و برود... برود و برنگردد...
اخر وقتی هست دل مردن ندارم....! همین.. تمام شدند حرفهایم..
اگر نیامد، فقط... فقط به او بگویید
همین خیابان ها و پنجره ها قاتل جانم شدند... بگویید او بی تقصیر است
فقط کمی... کمی نیامد...! خداوندا امضا كن... به یکتایی ات قسم،كم آورده ام... بازكن نامه را،استعفاى من است از زمينت... مبارك خودت باشد. اینجا کسی مرا دوست ندارد..
دیدگاه ها (۲)

دستت رابه من بده... حالابیاباهم کمی کنارلحظه ...

نمیگوید بیانمی گوید باشنمیگوید به من حتی برو راحتم بگذار......

همه ي اون عشق ومحبت،حس اين دل پاک من..چرازيرسايه ي يک شب عشق...

به غسالخانه نبرید مرا...! من از مرده شورها میترسم، آنها عاشق...

به غسالخانه نبرید مرا..من از مرده شورها میترسم..آنها عاشق من...

به غسالخانه نبرید مرا...! من از مرده شورها میترسم، ...

به غسالخانه نبرید مرا...! من از مرده شورها میترسم، ...

به غسالخانه نبرید مرا...!من از مرده شورها میترسم،آنها عاشق م...

به غسالخانه نبرید مرا...!من از مرده شورها میترسم، آنها عاشق ...

به غسالخانه نبرید مرا...! ...

به غسالخانه نبرید مرا…من از مرده شورها میترسم،آنها عاشق من ن...

به غسالخانه نبرید مرا...! من از مرده شورها میترسم، آنها عاشق...

به غسالخانه نبرید مرا...! من از مرده شورها میترسم، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط