{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم خوش بود

دلم خوش بود
به احوال پرسی های گاه و بیگاهش
که مثلا :
« سلام ، حال شما ؟ »
که بنویسم :
« خوبم »
و در دل بگویم :
مگر می شود تو باشی و خوب نباشم ..
حال من با تو عالیست ..

دلم خوش بود
به شب بخیرهای پُر مهرش
که مثلا :
« شب بخیر ، خوب بخوابی »
که بنویسم :
‌« همچنین »
و در دل بگویم :
تو که باشی خوب می خوابم آرام جانم ..

دلم خوش بود
به همین دلخوشی های اندک ..
حالا نه از احوال پرسی های گاه و بیگاه خبری هست
و نه از شب بخیرهای پُر مهر ..

من مانده ام و من :)
و خاطراتی که پشت پلک چشمانم رژه می روند ..

تو را به خدا
ناغافل
وارد زندگی کسی نشوید ..
احساسش را به بازی نگیرید ..
و تنهایی اش را از هم نپاشید ..
دل های شیشه ای را سنگ نزنید ..
مرهم اگر نمی شوید زخم نزنید ..

سارا قبادی
دیدگاه ها (۱)

وقتی انسان تمام عمر کار بکند ، لحظه‌ایی فرا می رسد که در می ...

چیزی که از همه بیشتر تو زندگی بهممون میریزهتصویریه تو سرمون ...

من ٩٠٪‏ مواقع دخترِ کم حرف و آرومیَماون آدمی کهـ ١٠٪‏ پر حرف...

اینو بپذیر زندگی بدون من خسته کننده اس😊

🕊✍️دلنوشته های " ندا " 🕊حال من به احوال پرسی تو بستگی دارد!ت...

خوب و بد هر چیزی بستگی به "حال دلت" دارد.پاییز و زمستان با ه...

#ماه، تنها هم‌سفرِ شب‌های بی‌خوابیِ من است؛ همان‌که بی‌آنکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط