{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من نمیدانم

من نمیدانم
چرا هروقت مرا می‌نگرد
او جنگیه
قدپخشه‌ٱکه فتنه‌ٱکه
(پارچه‌ و قیچی)
با خوده خود موش و گربه
🥲
دیدگاه ها (۰)

گهی دل گاهی عهد را شکستیگاهی سر گهی قسم را شکستی گهی خوب گاه...

یکی میگه حرفهای خوبدیگر بی چاره میگه!یکی میگه کلافم، دیگر می...

دل من ز غصه خون استدل مردمانم کباب است تو متفکر و تو باهوش ا...

به غم و اندو ماتو چرا نظر نداری همه رفتیم ز دور ات تو مگر خب...

یادم می آید،نگران بودم که تنهایم بگذاری،مرا در اغوش گرفتی و ...

سناریو بلولاک/قفل آبی ....موضوع : اگه یه گورباح بخریم و همش ...

نه دستم به بودنت می رسد و نه توان فراموش کردنت را دارم از یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط