{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشستن پشت پنجرهصدای تق تق بارون ک روی شیشه میریزهقهوه و

نشستن پشت پنجره،صدای تق تق بارون ک روی شیشه میریزه،قهوه و بوش ک توی خونه پیچیده و در آخر آغوش تو...
درسته این همون وایبیه ک تو بهم میدی=)
دیدگاه ها (۰)

ناگهان‌خندید‌و‌برد‌،‌دل‌مارا‌

آروم دستاشو گرفت و گفت من این دستارو برای همیشه میخام اوژنی

در آغوشم بگیرشاید فردا ، دیگر خورشید طلوع نکرد !

مرا کنارِ آرزو هایم دفن کنيد ، آن ها از تنهائی می ترسند .

پارت: 5اسم: رویایی ترسناکساختمون قدیمی ته کوچه نه بارون داشت...

{عملیات غیرممکن}𝑃𝑎𝑟𝑡<2>بعد کمی قدم زدن حالا جلوی در خونه بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط