سناریو هاشیرا ها اگر ببریمشون عروسی ایرانی درخاستی.
سناریو هاشیرا ها اگر ببریمشون عروسی ایرانی درخاستی.
بسم الله الرحمن الرحیم
ا.ت ی هاشیرا بود.
ی رور عادی بود که کلاغ هاشون اومدن گفتن: غاااااار! باید برید ایراااااااان! همه با هممممم! غاااااااار!
کلاغا اگر اینو بخونن: داداش کلاغیم الاغ که نیستیم.
و بعله همونجوری که حدس میزدید همه باهم تلپرت شدن ایران. به چه سورت؟ کار موزان بود.
شینوبو: حالا چرا اومدیم اینجا؟
ا.ت: اومدیم ی شیطان بکشیم.
سانمی: همه با هم؟
ا.ت: و طور علمی.
میتسوری :(^-^;
ا.ت: ببینید من بچه این دور و برم هرچی خواستید از من بپرسید دشویی هم خواستید برید اون تهیه رو برید خارجیه.
مویچیرو: شیطان کجاست؟
ا.ت: عروسی.
مویچیرو: عروسی کی؟
ا.ت: طبق تحقیقات من عروسی خاله ی عمه ی مامان بزرگ من.
و همه با هم رفتن عروسی خاله ی عمه ی مادربزرگ ا.ت.
میتسوری: دعوت نامه نمیخواست؟
ا.ت: نه بابا من فامیل نزدیکم شما هم که دوستامین.
ایگورو: (  ̄- ̄)
ا.ت: خب بریم دنبال شیطان.
و اونا خواستن برن که فیلم بردار گفتش برید بشینید .
اونا هم رفتن نشستن.
میتسوری: اوا شیرینی مفت!
ا.ت : متمعن باش بعدا پولشو ازت میگیرن.
سانمی: اَاااااه! این لوس بازیا چیه؟ باید بریم...
که ا.ت دستشو گذاشت رو دهن سانمی.
ا.ت: هیسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس.
یکم بعد ی آهنگ پخش شد همه رفتن برقصن.
ا.ت: شما نمیرین برقصین؟
گیو: نه.
ا.ت: تنفس فلان ، همه گمشید برید برقصید.!
و همه پرت شدن وسط.
ا.ت: آفرین حالا برقصید من براتون دست میزنم.
و گیومی هم چون همه ی تالار رو لرزوند دوباره نشاندند و هیچکدومشون هم بلد نبودن مثل آدم ایرانی برقصن بجز گیو.
ا.ت: از کجا یاد گرفتی؟
گیو: نمد.
و همه برای گیو شاباش ریختن.
گیو: مانی دار شدم.
ایگورو: آفرین.
مویچیرو: اون داره چیکار میکنن؟
ا.ت: هدیه های عروس رو نشون میده
زنه: و این از طرف زن عموش ی شرت و سوتین سرررررمه ای.
دی جی: همه برید بشینید رقص تک عروس دوماد رو داریم.
عروس دوماد هم با هم میرقصیدن که پای دوماد رفت رو پای عروس.
عروس : چرا تو بلد نیستی برقصی احمق؟
و زد تو گوش دوماد و فیلم بردار اومد جمعشون کرد.
دی جی: حالا هم رو ببوسید.
مویچیرو: آخ جون بالاخره !🍿
و عروس هم کله دوماد رو بوسید.
ا.ت: مویچیرو کجاست؟
تنگن: قهر کرد.
ا.ت: خب میتسوری کجاست؟
تنگن: داره همه ی غذا های تالار رو میخوره.
ا.ت: احسنت. رنگوکو چی:
تنگن: داره کمکش میکنه.
و صدای مایی گفتن رنگوکو تو همه ی تالار میپیچطد.
ا.ت: ای وای من برم تا آبرومون رو نبردن جمعشون کنم. تو چیکار میکنی؟
تنگن: فرار.
ا.ت: از شیطان؟
تنگن: نه بد تر! از این دخترا.
و یک گله گرسنه دختر داشتن تنگن رو دنبال میکردن.
سانمی: ا.ت این زنا چرا موهاشون کاور داره؟
ا.ت: حجاب کردن حجاب.
سانمی : تو هم حجاب کن! و رومیزی رو گذاشت رو کله ی ا.ت.
شینوبو: عیش.
ا.ت: چی شده؟
شینوبو مرده ی بیشعور میخواست مخمو بزنه!
و نیم ساعت بعد اونا شیطان رو کشتن و اومدن بیرون
بسم الله الرحمن الرحیم
ا.ت ی هاشیرا بود.
ی رور عادی بود که کلاغ هاشون اومدن گفتن: غاااااار! باید برید ایراااااااان! همه با هممممم! غاااااااار!
کلاغا اگر اینو بخونن: داداش کلاغیم الاغ که نیستیم.
و بعله همونجوری که حدس میزدید همه باهم تلپرت شدن ایران. به چه سورت؟ کار موزان بود.
شینوبو: حالا چرا اومدیم اینجا؟
ا.ت: اومدیم ی شیطان بکشیم.
سانمی: همه با هم؟
ا.ت: و طور علمی.
میتسوری :(^-^;
ا.ت: ببینید من بچه این دور و برم هرچی خواستید از من بپرسید دشویی هم خواستید برید اون تهیه رو برید خارجیه.
مویچیرو: شیطان کجاست؟
ا.ت: عروسی.
مویچیرو: عروسی کی؟
ا.ت: طبق تحقیقات من عروسی خاله ی عمه ی مامان بزرگ من.
و همه با هم رفتن عروسی خاله ی عمه ی مادربزرگ ا.ت.
میتسوری: دعوت نامه نمیخواست؟
ا.ت: نه بابا من فامیل نزدیکم شما هم که دوستامین.
ایگورو: (  ̄- ̄)
ا.ت: خب بریم دنبال شیطان.
و اونا خواستن برن که فیلم بردار گفتش برید بشینید .
اونا هم رفتن نشستن.
میتسوری: اوا شیرینی مفت!
ا.ت : متمعن باش بعدا پولشو ازت میگیرن.
سانمی: اَاااااه! این لوس بازیا چیه؟ باید بریم...
که ا.ت دستشو گذاشت رو دهن سانمی.
ا.ت: هیسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس.
یکم بعد ی آهنگ پخش شد همه رفتن برقصن.
ا.ت: شما نمیرین برقصین؟
گیو: نه.
ا.ت: تنفس فلان ، همه گمشید برید برقصید.!
و همه پرت شدن وسط.
ا.ت: آفرین حالا برقصید من براتون دست میزنم.
و گیومی هم چون همه ی تالار رو لرزوند دوباره نشاندند و هیچکدومشون هم بلد نبودن مثل آدم ایرانی برقصن بجز گیو.
ا.ت: از کجا یاد گرفتی؟
گیو: نمد.
و همه برای گیو شاباش ریختن.
گیو: مانی دار شدم.
ایگورو: آفرین.
مویچیرو: اون داره چیکار میکنن؟
ا.ت: هدیه های عروس رو نشون میده
زنه: و این از طرف زن عموش ی شرت و سوتین سرررررمه ای.
دی جی: همه برید بشینید رقص تک عروس دوماد رو داریم.
عروس دوماد هم با هم میرقصیدن که پای دوماد رفت رو پای عروس.
عروس : چرا تو بلد نیستی برقصی احمق؟
و زد تو گوش دوماد و فیلم بردار اومد جمعشون کرد.
دی جی: حالا هم رو ببوسید.
مویچیرو: آخ جون بالاخره !🍿
و عروس هم کله دوماد رو بوسید.
ا.ت: مویچیرو کجاست؟
تنگن: قهر کرد.
ا.ت: خب میتسوری کجاست؟
تنگن: داره همه ی غذا های تالار رو میخوره.
ا.ت: احسنت. رنگوکو چی:
تنگن: داره کمکش میکنه.
و صدای مایی گفتن رنگوکو تو همه ی تالار میپیچطد.
ا.ت: ای وای من برم تا آبرومون رو نبردن جمعشون کنم. تو چیکار میکنی؟
تنگن: فرار.
ا.ت: از شیطان؟
تنگن: نه بد تر! از این دخترا.
و یک گله گرسنه دختر داشتن تنگن رو دنبال میکردن.
سانمی: ا.ت این زنا چرا موهاشون کاور داره؟
ا.ت: حجاب کردن حجاب.
سانمی : تو هم حجاب کن! و رومیزی رو گذاشت رو کله ی ا.ت.
شینوبو: عیش.
ا.ت: چی شده؟
شینوبو مرده ی بیشعور میخواست مخمو بزنه!
و نیم ساعت بعد اونا شیطان رو کشتن و اومدن بیرون
- ۴۱
- ۲۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط