{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه

ادامه
شوتو داشت میرفت سمت شرکت و پیراشکی می‌خورید
در شرکت رو باز کرد و دید ۳ کارگر دارن مشروب و عرق میخورن
شوتو تعجب کرد
رفت پیراشکی رو توی دفترش گذاشت و رفت ماجرا رو تغییر بده
اونجا یه منشی حشری داشت که عاشق شوتو بود
شوتو بهش گفت این ۳ کارگر کجان ؟
منشی که یک دل نه صد دل عاشقش شد گفت
اونجا توی طبقه ۴ فرار کردن
شوتو با آرامی رفت طبقه ۴





با آسانسور رفت بود
دید که باز پای عرق خوری و مشروب خوری بودن
که شوتو مشروب و عرق رو گرفت انداخت اشغالی
۳ کارگر عصبی شدن
شوتو این جن انگار تلپورت کرد 🤣
رفت توی آسانسور و رفت دفترش




زنگ زد حراست اومدن انداختنشون بیرون
شوت اخراجشون کرد و رفت دنبال
کارگر
دیدگاه ها (۰)

بعد از مدت ها اومدم# سلام _ دوستان _ گرامی گممون نکنی 🇯🇵🤓هرو...

# سلام _ دوستان _ گرامی گممون نکنی 🇯🇵🤓هروز با کلی کلیپ انیمه...

درخواست فور !!ادیتورم ادیت از هرچی میخوای بگو بزنم فقط ۶۰ رو...

مردی که مدیر شرکت بود..پارت ۱مردی که پولدار و جذابی بود که ش...

𝒩𝘢𝘮𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 : 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟭𝟱هانا سرشو تکون داد و...

پارت ۲وقتی بومگیو چشماشو باز کرد یونجون رو دید و تعجب کرد و ...

پارت ۶یونجون گفت : فقط بومگیو یه سوال دارم ازت بومگیو : چیه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط