{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زخم چو بر دل رسید ، دیده پر از خون چراست ؟

زخم چو بر دل رسید ، دیده پر از خون چراست ؟

چون تو درون دلی ، نقش تو بیرون چراست ؟

خود به جهان در ، مرا، یک دلکی بود و بس

ما همه چون یک دلیم ، قصد شبیخون چرا؟
دیدگاه ها (۱)

هله عاشقان بکوشید، که چو جسم و جان نمانددلتان به چرخ پَرَّد،...

سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایمولی دل به پاییز نسپرده‌ایمچو گلدان...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

Attar-050705

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

واقعا با این ترانه و صحنه هاش حال میکنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط