{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطرات یک آرمی فصل پارت

خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۱۸



نامجون: زیاد اونجا دردسر درست نکنیا!
+بابا فقط یک کنسرته! مگه میخوام برم ترورشون کنم؟
نامجون: وانی نبینم یهو بزنه بزنه به سرت بری رو استیج!!!!
+نه‌بابا.. از دور بررسی میکنم!
نامجون: ما شب خوابگاه نیستیم! .. ران‌ بی‌تی‌اس طول میکشه، نمیتونیم بیایم دنبالت.. به محض تموم شدن فن ساین یک تاکسی بگیر برگرد
+شب نیستین؟
نامجون: نه
+اوهوم..
نامجون: وانی یه وقت نقشه‌ای نریخته باشیاااا!
+نه‌بابا نقشه چیه!؟ کی؟ من؟
نامجون: پی دی نیم به من هشدار داده! حوصله نداره بیاد اینجا تو رو جم کنه!
+غلط کرده گلابیه شسته نشده! جرعتشو نداره!
نامجون: وانی امشب برمیگردیاااا! یه وقت سر از خوابگاهشون در نیاری!!
+باشه سعیمو میکنم!
نامجون: وانیاااااا؟؟؟؟؟؟؟
+باشه چشم چشم! حواسم هست..
نامجون: ما جلوی این گرل‌بند آبرو داریم! حوصله ی شایعه‌های دیسپچ رو نداریم!
+اوکی!!!
نامجون: خیلی خب رسیدیم..
دستمو گذاشتم رو دستگیره ی ماشین که برم
نامجون: وانیا؟
+بابا حواسم هست!!!!
نامجون: نه.. فقط میخواستم بگم مراقب خودت باش!
+چشم نامجوناااا!
نامجون: آی پرپل یو..💜
+می تو💜
از ماشین خارج شدم و در رو بستم!
ماشینه نامی دور شد و تو افق محو شد.
به پشت سرم نگاه کردم، گااااد چقدر آدم! خدا تا شب بهم رحم کنه!
وارد شدم، لایت استیک گرفتمو و چندتا تیشرت واسه خودم خریدم.
آخی چقدر از نزدیک لایت استیک قشنگ‌تره! با این چکش میزنم تو فرق سر کوک شبا از سردرد نتونه بخوابه! اه چقدر خشن شدم!.. آدم نکشم یه وقت..
یه چندتا دختر محکم بهم برخورد کردن سرمو آوردم بالا و از حرص فریاد کشیدم
+واااای! کنسرت‌ندیده‌ها! چه خبرتونه؟؟؟ نزدیک بود چکش صورتیمو بشکونین!
بیخیال بابا ذوق‌زده‌ان مونده فقط صندلیاشونو بخورن!
روی صندلیه وی آی پی خوشملم نشستم! غیر از من فقط ۵ نفر دیگه تو وی آی پی بودن.. که دوتاشون زوج بودن بقیه هم چندتا دختر با آرایش های فوق‌العاده غلیظ!
گوشیمو از جیبم در آوردم چندتا سلفی از خودمو و جمعیت گرفتم.
مثل بقیه ی بیکارها ولو شدم رو صندلی تا کنسرت شروع بشه!
این مثلاً وی آی پیه؟؟؟ انقدر دوره از استیج که حتی نمیتونی یک کله ببینی! بیخیالش وانی! میری فن‌ساین یه چندتا امضا میگیری از دل خودت درمیاری!
کنسرت شروع شد و تو کلِ یک ساعت و نیمش فقط جیغ میزدم! شت.. صدا نمیموند برام که!
جاتون خالی سلنا گومز هم بود و باهم آهنگ آیس کریم رو اجرا کردن!
با لیدی گاگا هم سورکندی رو.. فقط جای دوآ لیپا خالی بود ناکس معلوم نیس چرا نبود یکم دیدش میزدم.. برخلاف کنسرت های طولانیه دیگه‌شون این زودتر تموم شد!، شاید بخاطره اینکه برنامه‌های دیگه‌ای هم بعد از کنسرت داشتن!
....
.
.
.
.
.
دیدگاه ها (۱۴)

خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۱۹بالاخره راهنماییم کردن سمت میزاش...

خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۲۰لیسا: خخ! عاشق طرز حرف زدنت شدم!...

خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۱۷جین: چجوری این همه پول به تو داد...

خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۱۶+عرررررر عرررررررشوگا: چیشده دوب...

#سناریو#درخواستی#چندپارتی(پارت اخر) وقتی توی اتاق خوابمونیم ...

عشق ناگهانیℙ:𝟛کوک:فعلا بیا بریم کنسرت من با اعضا صحبت کردم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط