{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطرات یک آرمی فصل پارت

خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۲۰



لیسا: خخ! عاشق طرز حرف زدنت شدم! موفق باشی وانی!
+مرسی لیسام!♡
جنی: سلام وانی! گوشام تیزه‌ها!! خوب حرفاتون میشنیدم!
لیسا: فضولی نه!
+چیکاره جنیم داری؟!
جنی: این دیوونه رو ولش کن! خب سوالت برا من چیه؟
+تو واقعا با جی دراگونی؟!
جنی: واوو! یکی اینجا خیلی خبرای دیسپچ رو دنبال میکنه!
+خب چیکار کنم کنجکاوم دیگه!
جنی: خب، جواب خاصی نمیتونم به این سوالت بدم!
+سوال منو فراموش کن! از یه هفت نفری قول گرفتم این فن ساین رو بهم نزیزم، ولی نمیتونم که!
لیسا از فن مقابلش دل کند و بهم یه چشمک زد
لیسا: چقدر هم حرف‌گوش میدیااا!
+آره عشقم.. مداخله زیاده!
جنی: خب چی بگم! اینم از امضات! امیدوارم با اون ۷ تا خوشبخت باشی!
+این خداحافظی نیستا! کارم با هر چهارتاتون تموم نشده
جنی: اه میخوای چیکار کنی مگه؟
+یه کاری! حالا صبر کن...
×خانوم وقتتون تموم شده از آیدل ها فاصله بگیرین!
یه چشم غره‌ای به اون ضدحال زدم و از فن‌ساین زدم بیرون! حالا صبر کنین بلک پینک! وقتی به وانیا گره بخورید دیگه کارتون تمومه! این دو دیقه حرف به من نمیسازه! کلی کار دارم باهاشون مثلا! همجنس منن دیگه!! باید رابطه ای بالاتر از یه فن و آیدل باهم داشته باشیم.. حداقل رفیق شیش بشیم. اینطوری بگم که تا شماره‌هاشون رو هم نگیرم ول کن نیستم! شده حتی آماره رییس کمپانی جی وای پی رو دربیارم! (وانی این چند وقت خیلی خطری شدیا!) آره بابا! وضعم خرابه..
یک جا توی سالن در نظر گرفتمو اونجا مخفی شدم!
خب باید تا یکم جمعیت بخوابه و همه برن همینجا بمونم! اههه این یعنی کشته شدن حوصلم! وانی بحثه آیدل های دختره موردعلاقته! ارزششو داره. هییی! آره من میتونم




نیویورک - سالن رقص اس ام - اقامتگاه اکسو




چانیول: کای!!! خودتو کشتی!
کای: زنده‌ام بابا نترس!
بکهیون: ولش کن بذار تا حده مرگ برقصه!
کای: چقدر هم که هوامو دارینا!
:میگم بچه‌ها! حدس بزنید دیگه کیا تو نیویورک‌ ان؟!
چانیول: ننه بابامون؟
:موش نخوره تو رو!
+بی تی اس؟
: اونا که آره.. یه گرل‌بنده!
+مامامو؟
: نه بابااا! یکیمون یکی از عضوهاشو خوب میشناسه!
+توایس؟!
: داداش چی میزنی تو؟
+بابا میدونی چندتا گرل‌بند تو کی‌پاپ وجود داره؟؟؟
: بابا بلک پینکه!!
اعضا: اوهوووو
×کای ببین چه خبراییه!
کای: خب من چیکار کنم؟
×بابا عشقت هم هس!
چانیول: میگم آقا نظرتون چیه آخره شب یه سر بریم سالن کنسرتشون؟
+بریم سره کنسرت؟ چی میگی تو؟
چانیول: نه بابا الان که کنسرت تموم شده! اونا برای کاراشون تا آخره شب میمونن همه ی منجیرها و فن‌ها میرن فقط خودشون میمونن! کای رو خیلی مخفی از دره ورودی رد میکنیم! اینطوری جنی رو هم یکم ببینه باهاش حرف بزنه.‌
بک: فکره بدی نیس
چانیول: نظرتون چیه جناب کای؟
کای: ردیفه.. بلند شین بریم!
.
دیدگاه ها (۳۸)

خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۲۱چانیول: نظرتون چیه جناب کای؟کای:...

خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۲۲کای: جنی اینجاست؟رزی: دونستنش بر...

خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۱۹بالاخره راهنماییم کردن سمت میزاش...

خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۱۸نامجون: زیاد اونجا دردسر درست نک...

وقتی تمرین مشترک داشتین (عضو پنجم بلک پینکی) p1

فیک تبp13

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط