{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوختنم را دیدی و خندیدی

سوختنم را دیدی و خندیدی
خنده ات را دیدم و سوختم
خنده هایم را خواهی دید
دیدارِ ما به وقت سوختنت
دیدگاه ها (۱)

بهت نمیگم دلمی چون پر از غمه. نمیگم گلمی چون عمرش کمه. نمیگم...

من که میدانم شبی عمرم به پایان میرسد". " نوبت خاموشی من سهل ...

خیلی بهت علاقه دارم سر اینکه صاف و ساده اومدی گفتی می خوامت ...

بیشتر از همیشه دوستت دارم گرچه از عاشقی و عاشق شدن بیزارم زی...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

{خوانواده بی ارامش }

پرسه در جنگل... صبح...نور خورشید آرام داخل اتاق ات افتاد.ات ...

خنده ات نور است و من چشم انتظارم صبح را وقت لبخند است : بسم ...

dark love

پارت ۱۶ سرمو آوردم پایین ببینم چیه دیدم یه برگه بزرگ هست نوش...

part:32هیونجین: با توام ات میگم چرا زود تر نگفتی (عصبی)ات: ....

ابو هاشم نقل کرده، می گوید: در تنگنای معیشت بودم، خواستم از ...

𝓹𝓪𝓻𝓽27ات ویو کای صدام کرد برم پیشش بردم یه جای خلوتکای: ات م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط