{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بالاخره یک روز به آرزویم میرسم...

بالاخره یک روز به آرزویم میرسم...
در صف اول نماز، جلوتر از پیش نماز می ایستم
و همه به من اقتدا خواهند کرد
نماز که تمام شد، همه به سمت من خواهند آمد،
چقدر عزیز خواهم شد. بعد از چند قدم که حرکت کنند، کسی فریاد میزند:
بلند بگو لااله الا الله
دیدگاه ها (۴)

ستایش دهه شصت: سوارماشین پسرغریبه شده خونه شونم رفته بی رضای...

اعتراف میکنم بچه بودم فک میکردم یه کشور داریم اسمش خارجه کلن...

بدترین حس ینی تو حال یا رو مبل خواب باشی و یکی بیاد به عنوان...

مورد داشتیم خانومه تو گوگل سرچ کرده :قیمت سرویس طلای دختر خا...

وضو که می گیری با لب خندان سر جانماز بنشین!اگر اخم ها را در ...

سناریو جونگکوک

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

🖤 پارت ۳۲ | «دختر من»لانا با ناباوری به پدرش خیره شد.— «منظو...

رز آبی پارت ۳۱

داستان عاشقانه جدید

♨️ فاجعه پیش‌بینی شده!قبل از آتش‌بس، بارها فریاد زدیم که آتش...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط